شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٠٦ - القاضِيَة (حاقه٢٧/ )
در اين آيه،واژۀ«قضى»به معنى«قضاى تشريعى»و قانون و فرمان و داورى است و بديهى است كه نه خدا نيازى به اطاعت و تسليم مردم دارد و نه پيامبر چشمداشتى، در حقيقت مصالح خود آنهاست كه گاهى براثر محدود بودن آگاهيشان از آن با خبر نمىشوند ولى خدا مىداند و به پيامبرش دستور مىدهد.
اين درست به آن مىماند كه يك طبيب ماهر به بيمار مىگويد در صورتى به درمان تو مىپردازم كه در برابر دستورهايم تسليم محض شوى و از خود ارادهاى نداشته باشى.اين نهايت دلسوزى طبيب را نيست به بيمار نشان مىدهد و خدا از چنين طبيبى برتر و بالاتر است.(ج ٨١/١٢ تا ٨٣،ج ٣١٨/١٧.)
القاضِيَة:(حاقه٢٧/.)[*]
به معنى« پاياندهنده و تمامكننده»است و آيۀ مورد بحث دربارۀ اصحاب شمال كه در روز قيامت،نامۀ اعمالشان به دست چپشان داده مىشود سخن مىگويد.هريك از آنها آرزو مىكند كه اىكاش هرگز نامۀ اعمالم به من داده نمىشد و اىكاش از حساب خود هرگز خبردار نمىشدم«و اىكاش مرگ من فرامىرسيد و به اين زندگى حسرتبار پايان مىداد»يٰا لَيْتَهٰا كٰانَتِ الْقٰاضِيَةَ[١]حاقه٢٧/.
آرى در آن دادگاه بزرگ،در آن يوم البروز و يوم الظهور،هنگامى كه تمام قبايح اعمال خود را برملا مىبيند،فريادش بلند مىشود و پىدرپى آه سوزان از دل مىكشد،آهى حسرتبار و نالهاى شرربار دارد،آرزو مىكند با گذشتهاش بكلى قطع رابطه كند،آرزوى مرگ از خدا و نابودى و نجات از آن رسوايى بزرگ مىكند،همان گونه كه در آيۀ ٤٠ سورۀ نبأ نيز آمده است:...وَ يَقُولُ الْكٰافِرُ يٰا لَيْتَنِي كُنْتُ تُرٰاباً.«كافر در آن روز مىگويد:اىكاش خاك بودم و هرگز انسان نمىشدم».
در معنى جملۀ:يٰا لَيْتَهٰا كٰانَتِ الْقٰاضِيَةَ ،،تفسيرهاى ديگرى نيز گفته شده است،
[*]يٰا لَيْتَهٰا كٰانَتِ الْقٰاضِيَةَ.«اىكاش مرگم فرامىرسيد »حاقه٢٧/.
[١] جملۀ«كانت القاضية»محذوفى دارد و در تقدير چنين است:كانت هذه الحالة القاضية.