شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١١٠ - اَعْجَمىّ (فصّلت٤٤/ )
هماهنگ ساخت؟ به تعبير ديگر،انسان از نظر جهانبينى اسلامى،موجودى است بسيار والا،به حدّى كه لايق مقام خليفة اللهى و نمايندگى خدا در زمين است،معلم فرشتگان و برتر از آنهاست،اين موضوع با نكوهشهاى فوق چگونه سازگار است؟ پاسخ اين سؤال را در يك جمله مىتوان داد كه آنهمه مقام و شخصيت و ارزش انسان مشروط به يك شرط است و آن«تربيت تحت نظر رهبران الهى»است،در غير اين صورت انسان به گونۀ گياهى خودرو پرورش مىيابد و در ميان هوسها و شهوات غوطهور مىشود،سرمايههاى عظيمى را كه بالقوه دارد از دست مىدهد و جنبههاى منفى در وجود او آشكار مىشود.بنابراين اگر شرط مزبور تحقق يابد تمام جنبههاى مثبتى كه در قرآن در رابطه با انسان آمده در وجود او بارور مىشود.(ج ٤٣/١٢.)
عجل:(ذاريات٢٦/.)[*]
بر وزن«طفل»به معنى«گوساله»است و اين كه بعضى گفتهاند به معنى گوسفند است با متون لغت سازگار نيست.اين واژه در اصل از مادّۀ«عجلة»گرفته شده،زيرا اين حيوان در اين سن و سال حركات عجولانهاى دارد كه وقتى بزرگ شد بكلى آن را كنار مىگذارد.
جمع عجل،«عجال»است.(ج ٣٤٦/٢٢.)
ع ج م
اَعْجَمىّ:(فصّلت٤٤/.)[**]
از مادّۀ«عجمة»(بر وزن لقمه)به معنى«عدم فصاحت و ابهام در سخن»است و
[*]...فَجٰاءَ بِعِجْلٍ سَمِينٍ .«...(ابراهيم)گوسالۀ فربه(و بريانى را براى آنها)آورد»ذاريات٢٦/.
[**]وَ لَوْ جَعَلْنٰاهُ قُرْآناً أَعْجَمِيًّا لَقٰالُوا لَوْ لاٰ فُصِّلَتْ آيٰاتُهُ ءَ أَعْجَمِيٌّ وَ عَرَبِيٌّ ...«هرگاه آن را قرآنى عجمىقرار مىداديم حتما مىگفتند:چرا آياتش روشن نيست؟آيا قرآن عجمى از پيغمبرى عربى درستاست؟!...»فصّلت٤٤/.