شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٩٣ - عَبْقَرِىّ (الرحمن٧٦/ )
بگذرند بدون اين كه در آن توقف كنند.(ج ٣٩٧/٣.)
ع ب س
عبس:(مدثر٢٢/.)[*]
از مادّۀ«عبث»(بر وزن حدس)و از«عبوس»(بر وزن جلوس)به معنى«درهم كشيدن چهره»است و عبوس(بر وزن مجوس)به معنى كسى است كه داراى اين صفت باشد.
در آيۀ ١٠ سورۀ انسان[**]در آخرين توصيف«ابرار»مىخوانيم كه آنها مىگويند:«ما از پروردگارمان خائفيم از آن روز كه عبوس و شديد است»يَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِيراً.
اين سخن ممكن است زبان حال«ابرار»باشد يا زبان قال آنها.
تعبير از روز قيامت به روز«عبوس»و«سخت»با اين كه عبوس از صفات انسان است و به كسى مىگويند كه قيافهاش درهم كشيده،به خاطر تأكيد بر وضع وحشتناك آن روز است،يعنى آنقدر حوادث آن روز سخت و ناراحتكننده است كه نه تنها انسانها در آن روز عبوسند بلكه گويى خود آن روز نيز عبوس است.(ج ٢٣٠/٢٥ و ٣٥٥.)
ع ب ق ر
عَبْقَرِىّ:(الرحمن٧٦/.)[***]
در اصل به معنى«هر موجود بىنظير يا كمنظير »است و لذا به دانشمندانى كه وجود
[*]ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ.«بعد چهره درهم كشيد و عجولانه دست به كار شد»مدثر٢٢/.
[**]إِنّٰا نَخٰافُ مِنْ رَبِّنٰا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِيراً.انسان١٠/.
[***]مُتَّكِئِينَ عَلىٰ رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَ عَبْقَرِيٍّ حِسٰانٍ .«اين در حالى است كه اين بهشتيان بر تختهايى تكيهزدهاند كه با بهترين و زيباترين پارچههاى سبزرنگ پوشانده شده»الرحمن٧٦/.