شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٢٤ - عاديات (عاديات١/ )
عاد:(نحل١١٥/.)[*]
يا«عادى»از مادّۀ«عدو»به معنى«تجاوز»است.اين آيه يكى از موارد استثناء را در خوردن گوشتهاى حرام بيان مىكند(فى المثل كسى در بيابانى بدون غذا بماند و جانش در خطر باشد)در صورتى كه به مقدار حفظ جان از آن استفاده كند و از حدّ تجاوز نكند بر او ايرادى نيست،همچنان كه آيه مىفرمايد:
«...امّا كسانى كه مجبور شوند در حالى كه تجاوز و تعدى از حدّ نكنند(خداوند آنها را مجازات نخواهد كرد)...»نحل١١٥/.
بنابراين،در اين جا منظور كسى است كه بيش از حدّ لازم،به هنگام ضرورت از اين گوشتها استفاده كند.
البته در رواياتى كه از طرف اهل بيت(ع)به ما رسيده،گاهى«عادى»به معنى «غاصب»تفسير شده،حتّى به معنى«دزد»نيز آمده است.(ج ٤٤١/١١.)
عاديات:(عاديات١/.)[**]
جمع«عاديه»از مادّۀ«عدو»(بر وزن صبر)به معنى«گذشتن و جدا شدن»است،خواه قلبا بوده باشد كه آن را«عداوت»گويند و يا در حركت خارجى كه آن را«عدو»(دويدن) مىخوانند و گاه در معاملات است كه آن را«عدوان»مىنامند و در آيۀ مورد بحث همان «دويدن با سرعت»است[***].
«سوگند به اسبان دوندهاى كه نفس زنان( بهسوى ميدان جهاد)پيش رفتند»
[*]...فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بٰاغٍ وَ لاٰ عٰادٍ...نحل١١٥/.
[**]وَ الْعٰادِيٰاتِ ضَبْحاً.عاديات١/.
[***] در تبيين اللغات لتبيان الآيات،تعريفى به همين مضمون آمده و گفته است:«عدو»به معنى از حدّگذشتن و ضد التيام است كه اگر نسبت به قلب ملاحظه شود به معنى عداوت و معادات(دشمنى)است واگر نسبت به راه رفتن ملاحظه شود به معنى دويدن است و گاه در عدم رعايت عدالت در معامله به كارمىرود كه در اين صورت به معناى عدوان و عدو(ستم كردن)است.