شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦١٦ - قرح (آل عمران١٣٩/ )
عمل ديگرى مردود،باز در قرآن توضيحى داده نشده،تنها در بعضى از روايات اسلامى مىخوانيم كه آن دو،فراوردههاى خود را به بالاى كوهى بردند،صاعقهاى به نشانۀ قبولى به فراوردۀ هابيل خورد و آن را سوزاند،امّا ديگرى به حال خود باقى ماند و اين نشانه، سابقه نيز داشته است.
امّا بعضى از مفسران معتقدند كه قبولى عمل يكى،و ردّ عمل ديگرى،از طريق وحى به آدم به آنها اعلام گشت و علت آن هم چيزى جز اين نبود كه هابيل مردى با صفا و فداكار و با گذشت در راه خدا بود،ولى قابيل مردى تاريكدل و حسود و لجوج بود و سخنانى كه قرآن در آيات اين داستان نقل مىكند بخوبى روشنگر چگونگى روحيۀ آنهاست.
از داستان اين دو برادر بخوبى استفاده مىشود كه سرچشمۀ نخستين اختلافات و قتل و تعدّى و تجاوز در جهان انسانيت مسئله حسد است و اين موضوع ما را به اهميّت اين رذيلۀ اخلاقى و اثر فوقالعاده آن در رويدادهاى اجتماعى آشنا مىسازد.(ج ٣٤٨/٤-٣٤٩.)
ق ر ح
قرح:(آل عمران١٣٩/.)[*]
بر وزن«قهر»به معنى جراحتى است كه در بدن براثر برخورد با يك عامل خارجى پيدا مىشود و به عبارت ديگر،زخمى است كه از خارج بر بدن وارد مىشود،بخلاف «قرح»به ضم قاف كه براثر دمل از داخل بدن حادث مىشود[**].
در آيۀ مورد بحث،درس ديگرى براى رسيدن به پيروزيهاى نهايى به مسلمانان داده شده است و مىگويد:«اگر به شما(در ميدان احد)جراحتى رسيد(و ضربهاى وارد شد)به آن جمعيت نيز(در ميدان بدر)جراحتى همانند آن وارد شد...»فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُآل عمران١٣٩/.
[*]إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ ...آل عمران١٣٩/.
[**] مفردات،به نقل از تبيين اللغات.