شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٦٩ - مُقنِعى (ابراهيم٤٣/ )
به آنچه مىدهى راضى نمىشود و اعتراض مىكند.
مقدم داشتن«قانع»بر«معتر»نشانۀ اين است كه آن دسته از محرومانى كه عفيف النفس و خويشتندارند بايد بيشتر مورد توجه قرار گيرند.
ضمنا ظاهر در اين است كه واجب است حجاج چيزى از قربانى خود را نيز بخورند و شايد اين براى رعايت مساوات ميان آنها و مستمندان باشد.(ج ١٠٨/١٤.)
مُقنِعى:(ابراهيم٤٣/.)[*]
از مادّۀ«اقناع»به معنى«سر به آسمان كشيدن»است و اين كلمه در اصل«مُقنعين»بوده كه نون آن در اضافه افتاده است.اَقْنَعَ رَأسَهُ:«سرش را بالا نگه داشت»و«مقنع»كسى است كه سرش را بلند مىكند،يعنى در اجابت نداكننده سريع است،حتى نگاهش به خودش برنمىگردد،فقط به طرف عذاب نگاه مىكند.
و امّا آيۀ مورد بحث،وضع ستمگران را در روز قيامت مجسم مىسازد.مجازاتهاى آن روز آنقدر وحشتناك است كه اين ستمگران،از شدت هول،گردنهاى خود را برافراشته،سر به آسمان بلند كرده و حتى پلكهاى چشمهاشان بىحركت مىماند و دلهايشان از شدت نگرانى و پريشانى بكلى تهى مىشود.
بيان اين صفات:خيره شدن چشمها،كشيدن گردنها،بلند كردن سرها،از حركت افتادن پلك چشمها و نيز فراموش كردن همۀ فكرها،ترسيم بسيار گويايى است از هول و وحشت فوقالعاده شديدى كه در آن روز به ظالمان دست مىدهد،همانها كه هميشه با نگاههاى مغرورانه و متكبرانۀ خويش همه چيز را به باد استهزاء مىگرفتند،آن روز آنچنان بيچاره مىشوند كه حتى توانايى بستن پلك چشمها را از دست مىدهند.
براستى قرآن هنگامى كه مىخواهد منظرهاى را مجسم كند در كوتاهترين عبارت، كاملترين ترسيمها را به وجود مىآورد كه نمونۀ آن آيۀ فوق است.(ج ٣٧٥/١٠-٣٧٦.)
[*]مُهْطِعِينَ مُقْنِعِي رُؤُسِهِمْ لاٰ يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ وَ أَفْئِدَتُهُمْ هَوٰاءٌ.«گردنها برافراشته،سر به آسمانكرده،حتى پلك چشمهايشان بىحركت مىماند و دلهايشان بكلى خالى مىگردد»ابراهيم٤٣/.