شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٥١ - غُلام (صافات١٠١/ )
اَغلال:(يس٨/.)[*]
جمعِ«غُلّ»در اصل از مادّۀ«غلل»(بر وزن اجل)به معنى چيزى است كه در وسط اشيائى قرار گرفته است،مثلا به آب جارى كه از لابلاى درختان عبور مىكند«غلل» مىگويند و«غُل»حلقهاى بود كه بر گردن يا دستها قرار مىدادند،سپس آن را با زنجير مىبستند و«مغلولة»به زنجير بسته شده را گويند[**].و از آنجا كه گردن يا دست در ميان آن قرار گرفته اين كلمه در مورد آن بهكاررفتهاست .گاه غُلهايى كه بر گردن بوده جداگانه به زنجير بسته مىشد و غلهاى بر دست جدا بوده،اما گاهى دستها را در غل مىكردند و به حلقهاى كه بر گردن بود مىبستند و شخص زندانى و اسير را شديداً در محدوديت فشار و شكنجه قرار مىدادند.
و اگر به حالت عطش يا شدت اندوه و خشم«غلة»(بر وزن قله)گفته مىشود آن نيز به خاطر نفوذ اين حالت در درون قلب و جسم انسان است.اصولا ماده«غل»(بر وزن جد) هم به معنى داخل شدن و هم داخل كردن آمده،لذا درآمد خانه يا زراعت را«غَلّه» مىگويند[١].(ج ٣٢١/١٨.)
غلم
غُلام:(صافات١٠١/.)[***]
به هر كودكى قبل از رسيدن به سن جوانى گفته مىشود و بعضى آن را به كودكى كه از
[*]إِنّٰا جَعَلْنٰا فِي أَعْنٰاقِهِمْ أَغْلاٰلاً فَهِيَ إِلَى الْأَذْقٰانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ .«ما در گردنهاى آنها غلهايى قرار داديمكه تا چانهها ادامه دارد و سرهاى آنها را به بالا نگه داشته است»يس٨/.
[**]وَ قٰالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللّٰهِ مَغْلُولَةٌ ...«و يهود گفتند دست خدا به زنجير بسته است...»مائده٦٤/.
[١] مفردات راغب،قطر المحيط و مجمع البحرين،مادّۀ غلل.
[***]فَبَشَّرْنٰاهُ بِغُلاٰمٍ حَلِيمٍ .«ما او(ابراهيم)را به نوجوانى بردبار و پراستقامت بشارت داديم»صافات١٠١/.