شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧١٦ - قطوف (انسان١٤/ )
مقطوع:(حجر٦٦/.)[*]
اسم مفعول از مادّۀ«قطع»به معنى«بريده و ريشه كن شده»است.آيۀ مورد بحث دربارۀ سرنوشت گنهكاران قوم لوط است،مىگويد:«ما به لوط چگونگى اين امر را وحى فرستاديم كه صبحگاهان همۀ آنها ريشه كن خواهند شد(و حتى يك نفر از آنها باقى نخواهدماند)»مَقْطُوعٌ مُصْبِحِينَحجر٦٦/.
در آيۀ ٣٣ سورۀ واقعه دربارۀ مواهبى كه خداوند به اصحاب يمين عطا فرموده، مىخوانيم:وَ فٰاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ لاٰ مَقْطُوعَةٍ وَ لاٰ مَمْنُوعَةٍ .«و ميوههاى فراوانى كه هرگز قطع و ممنوع نمىشود»واقعه٣٢/-٣٣.
آرى ميوههاى آن جهان براى بهشتيان نه هرگز قطع مىشود و نه ممنوع مىگردد و بعلاوه محدود به فصول معينى نيست كه تنها چند هفته يا چند ماه در سال بر درخت ظاهر شود و نيز همچون ميوههاى اين جهان نيست كه گاه خارها مانع چيدن آن شود يا بلندى درخت مانع از تناول آن باشد.(ج ١٠٨/١١،ج ٢٢٢/٢٣.)
ق ط ف
قطوف:(انسان١٤/.)[**]
بر وزن«ظروف»جمع«قطف»(بر وزن حزب)يا جمع«قطف»(بر وزن حذف)است كه اوّلى معنى وصفى دارد و دومى معنى مصدرى و به معنى«ميوههاى چيده شده يا چيدن ميوه»است.
آيۀ مورد بحث به شرح نعمتهاى بهشتى مىپردازد و مىگويد:«اين در حالى است كه سايههاى آن درختان بهشتى بر آنها فروافتاده و چيدن ميوههايش براى آنها بسيار سهل و
[*]وَ قَضَيْنٰا إِلَيْهِ ذٰلِكَ الْأَمْرَ أَنَّ دٰابِرَ هٰؤُلاٰءِ مَقْطُوعٌ مُصْبِحِينَ .حجر٦٦/.
[**]وَ دٰانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلاٰلُهٰا وَ ذُلِّلَتْ قُطُوفُهٰا تَذْلِيلاً.انسان١٤/.