شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢١٥ - عَلَق (علق٢/ )
علق
عَلَق:(علق٢/.)[*]
در اصل به معنى«چسبيدن به چيزى»است و لذا به خون بسته و همچنين به«زالو»كه براى مكيدن خون به بدن مىچسبد«علق»گفته مىشود و ازآنجا كه نطفه بعد از گذراندن دوران نخستين را در عالم جنين،به شكل قطعۀ خون بسته چسبندهاى در مىآيد كه در ظاهر بسيار كمارزش است،مبدأ آفرينش انسان را در اين آيه همين موجود ناچيز مىشمرد،تا قدرتنمايى عظيم پروردگار روشن شود كه از موجودى چنان بىارزش،مخلوقى چنين پرارزش آفريده است.
بعضى نيز گفتهاند:منظور از علق در آيۀ مورد بحث،«گل آدم»است كه آن هم حالت چسبندگى داشت،بديهى است خدايى كه اين مخلوق عجيب را از آن قطعۀ«گل چسبنده» به وجود آورد،شايسته هرگونه ستايش است.
گاه«علق»را به معنى موجود«صاحب علاقه»دانستهاند كه اشارهاى است به روح اجتماعى انسان و علقۀ آنها به يكديگر كه در حقيقت پايۀ اصلى تكامل بشر و پيشرفت تمدنها را تشكيل مىدهد.
بعضى نيز«علق»را اشاره به نطفه نر(اسپر)مىدانند كه شباهت زيادى به«زالو» دارد،اين موجود ذرهبينى،در آب نطفه شناور است و بهسوى«نطفۀ زن»در رحم پيش مىرود و به آن مىچسبد و از تركيب آن دو نطفۀ كامل انسان به وجود مىآيد.
درست است كه در آن زمان اين گونه مسائل هنوز شناخته نشده بود،ولى قرآن مجيد از طريق اعجاز علمى پرده از روى آن برداشته است.
از ميان اين تفسيرهاى چهارگانه تفسير اول روشنتر به نظر مىرسد،هرچند جمع ميان چهار تفسير نيز بىمانع است.
[*]خَلَقَ الْإِنْسٰانَ مِنْ عَلَقٍ .«همان كس كه انسان را از خون بستهاى خلق كرد»علق٢/.