شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٧٨ - قال (بقره٣٠/ )
گرچه از نظر معنى در اين جا تفاوت چندانى وجود ندارد،ولى تناسب آيه ايجاب مىكند كه مفرد باشد زيرا كلمۀ«سراب»در آيۀ مورد بحث به صورت مفرد ذكر شده و طبعا چنين سرابى در يك بيابان خواهد بود نه در بيابانها.
آيه مىگويد:«كسانى كه كافر شدند اعمالشان همچون سرابى است در يك كوير...»كَسَرٰابٍ بِقِيعَةٍنور٣٩/.
آيۀ مذكور از ظلمت كفر و جهل و بىايمانى و كافران تاريكدل و منافقان گمراه سخن مىگويد،سخن از كسانى مىگويد كه در بيابان خشك و سوزان به جاى آب به دنبال سراب مىروند و از تشنگى جان مىدهند و مىدانيم«سراب»از مادّۀ«سرب»(بر وزن شرف)به معنى راه رفتن در سراشيبى است و«سرب»(بر وزن حرب)به معنى راه سراشيبى است،به همين مناسبت«سراب»به تلألوئى مىگويند كه از دور در بيابانها و سراشيبيها نمايان مىشود و به نظر مىرسد كه در آنجا آب وجود دارد،در حالى كه چيزى جز انعكاس نور آفتاب نيست[*].(ج ٤٩١/١٤.)
قول
قال:(بقره٣٠/.)[**]
از مادّۀ«قول»گرفته شده و قول به چندين معنى استعمال شده است:
١-سخن معمولى و متداول،يعنى سخنى كه از زبان بيرون مىآيد..وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً.«و به گفتار خوش آنها را خرسند كنيد»نساء٥/.
٢-سخن خدا،يا با خلق و ايجاد صوت،مانند صدايى كه از درخت به موسى(ع) رسيدن و يا بهوسيلۀ فهماندن مطلب و الهام و وحى،مانند آيۀ مورد بحث كه در پانوشت
[*]براى اطلاع بيشتر به مادّۀ«س ر ب»مراجعه شود.
[**]وَ إِذْ قٰالَ رَبُّكَ لِلْمَلاٰئِكَةِ إِنِّي جٰاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً ...«هنگامى كه پروردگار تو به فرشتگان گفت:من در روى زمين جانشين و حاكمى قرار خواهم داد...»بقره٣٠/.