شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٠٢ - غُرور (حديد٢٠/ )
خواب غفلتى را كه چشمانت را فروگرفته با بيدارى برطرف ساز،بيا مطيع خداوند شو و به ياد او انس گير،خوب تصور كن كه به هنگام غفلتت از خدا،او با دادن نعمتها به تو عنايت مىكند،تو را بهسوى عفو و بخشش خويش مىخواند و زير پوشش فضل و بركات خود قرار مىدهد.در حالى كه تو همچنان به او پشت كردهاى و به ديگرى رو مىآورى،بزرگ است خداوندى كه با اين قدرت عظيم،«كريم»است،اما تو با اين ضعف و حقارت چقدر بر معصيت او جسورى!...[١](ج ٢١٨/٢٦ تا ٢٢٠.)
غُرور:(حديد٢٠/.)[*]
بر وزن«شُروع»در اصل از مادّۀ«غر»(بر وزن حُرّ)به معنى اثر آشكار چيزى است و لذا به اثر ظاهر در پيشانى اسب«غُرّة»گفته مىشود و غالبا به آثارى كه ظاهرى فريبنده و باطنى ناپسند دارد گفته شده است،سپس به حالت غفلت درآمده كه در ظاهر انسان هشيار است،اما در حقيقت بىخبر است و نيز به معنى فريب و نيرنگ استعمال مىشود و به هر چيز اعم از مال و ثروت و قدرت و مقام كه انسان را بفريبد و از راه حق بازدارد مايۀ غرور گفته مىشود و يكى ديگر از معانى غرور،«اغفال كردن» است.
در آيۀ ١١٢ سورۀ انعام مىخوانيم...زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً...«...سخنان فريبنده و بىاساس(براى اغفال مردم)...» بايد توجه داشت كه«زخرف»در اصل به معنى زينت و نيز به معنى طلا كه وسيلۀ زينت است آمده،سپس به سخنان فريبنده كه ظاهرى زيبا دارد زخرف و مزخرف گفته شده است.(ج ١٣٨/٤،ج ٤٠٨/٥،ج ٣٥٣/٢٣.)
[١]نهج البلاغه،خطبۀ ٢٢٣.
[*]...وَ مَا الْحَيٰاةُ الدُّنْيٰا إِلاّٰ مَتٰاعُ الْغُرُورِ.«...و(به هر حال)زندگى دنيا چيزى جز متاع غرور نيست»حديد٢٠/.