شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥١٥ - افاق (اعراف١٤٣/ )
ف و ق
افاق:(اعراف١٤٣/.)[*]
واژۀ«افاقة»به معنى«بهبود يافتن و به هوش آمدن»است و آن فقط يكبار در قرآن مجيد آمده است[**]،آنجا كه جمعى از بنى اسرائيل با اصرار و تأكيد از موسى(ع)خواستند كه خدا را مشاهده كنند و اگر او را مشاهده نكنند،هرگز ايمان نخواهند آورد.موسى(ع)از ميان آنها هفتاد نفر را انتخاب كرد و همراه خود به ميعادگاه پروردگار برد.در آنجا تقاضاى آنها را به درگاه الهى عرضه داشت،پاسخى شنيد كه همه چيز را براى بنى اسرائيل در اين زمينه روشن كرد.قسمتى از اين ماجرا در سورۀ بقره آيۀ ٥٥ و ٥٦ و قسمتى از آن در سورۀ نساء آيۀ ١٥٣،و قسمت ديگرى در آيۀ مورد بحث و قسمتى هم در آيۀ ١٥٥ همين سوره (اعراف)بيان شده است.
در آيۀ مورد بحث آمده است:«هنگامى كه موسى(ع)به ميعادگاه ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت،عرض كرد:پروردگارا خود را به من نشان ده تا به تو بنگرم»موسى بزودى اين پاسخ را از پيشگاه پروردگار شنيد كه«هرگز مرا نخواهى ديد ولى به كوه بنگر، اگر به جاى خود ايستاد و ثابت ماند مرا خواهى ديد،امّا هنگامى كه خداوند بر كوه جلوه كرد آن را محو و نابود و همسان با زمين ساخت»موسى(ع)از مشاهده اين صحنۀ هولانگيز چنان وحشتزده شد كه«مدهوش به روى زمين افتاد و هنگامى كه به هوش آمد(فَلَمّٰا أَفٰاقَ)عرض كرد پروردگارا منزهى تو،من بهسوى تو بازمىگردم و توبه مىكنم و من نخستين مؤمنانم».(ج ٣٥٥/٦.)
[*]...فَلَمّٰا أَفٰاقَ قٰالَ سُبْحٰانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ .«...و هنگامى كه(موسى)به هوشآمد،عرض كرد:خداوندا منزهى تو(از اين كه قابل مشاهده باشى)من بهسوى تو بازگشتم و من نخستينمؤمنانم»اعراف١٤٣/.
[**] المعجم الاحصائى لالفاظ القرآن الكريم.