شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٩٥ - يُعَظِّم (حج٣٢/ )
مولاى كريم خود قرار گيرد،او را اكرام كند،بزرگ دارد و خلعت بخشد،اين توجه و عنايت و اين لطف و محبت،چنان لذتى به مؤمنان مىدهد كه با هيچ نعمتى برابر نيست.
(ج ٥١/٢٦،ج ٣٧٠/٢٧.)
تَعاطى:(قمر٢٩/.)[*]
در اصل به معنى«برگرفتن چيزى»(اى:اخذ/گرفت)يا به سراغ مطلبى رفتن است و نيز به انجام كارهاى مهم و خطرناك گفته مىشود،يا انجام كارهاى پرزحمت و يا كارى كه در مقابل آن عطا و مزدى قرار داده شده است.آيه دربارۀ كشتن ناقه صالح از سوى قوم ثمود است،مىفرمايد:
«آنها يكى از ياران خود را صدا زدند،او به سراغ اين كارآمد و(ناقه را)پى كرد»فَتَعٰاطىٰ فَعَقَرَقمر٢٩/.
با توجه به آيۀ فوق،منظور اين است كه:قوم ثمود،قاتل ناقه را صدا زدند،پس دست به كار شد و ناقه را پى كرد و كشت[**].(ج ٥٥/٢٣.)
ع ظ م
يُعَظِّم:(حج٣٢/.)[***]
واژۀ«تعظيم»به معنى«بزرگ شمردن و بزرگ داشتن»است.آيۀ مورد بحث دربارۀ مسائل حج و تعظيم شعائر الهى بحث مىكند و مىگويد:«...و هركس شعائر الهى را بزرگ دارد اين كار نشانه تقواى دلهاست».اين نكته نيز قابل توجه است كه منظور از «بزرگداشت»آنچنان كه بعضى از مفسران ظاهربين گفتهاند،بزرگى جسمانى قربانى و
[*]فَنٰادَوْا صٰاحِبَهُمْ فَتَعٰاطىٰ فَعَقَرَ.قمر٢٩/.
[**] منظور از صاحب قوم ثمود،در آيۀ مورد بحث،همان شخصى است كه ناقه را كشت.(فرهنگلغات قرآن).
[***]...وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعٰائِرَ اللّٰهِ فَإِنَّهٰا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ .حج٣٢/.