شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٠ - طُوى (نازعات١٦/ )
دو معنى با يكديگر روشن است،زيرا توانايى مالى و جسمى يك نوع كشش و ادامه و طول قدرت را مىرساند.
اين واژه علاوه بر معانى ذكر شده،به معنى«نعمت و فضل»آمده است،بعضى از مفسران گفتهاند:«ذِى الطَّولِ»كه در آيۀ ٣ سورۀ مؤمن آمده[*]،به كسى گفته مىشود كه نعمتى طولانى به ديگرى مىبخشد،بنابراين معنى آن اخص از معنى«منعم»است[١].ضمنا كلمۀ«طويل»از همين مادّه گرفته شده و به معنى«طولانى و زياد»است،چنان كه در آيۀ ٢٦ سورۀ انسان مىخوانيم:
وَ مِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَ سَبِّحْهُ لَيْلاً طَوِيلاً.«و در شبانگاه براى او سجده كن و مقدارى طولانى از شب،او را تسبيح گوى» در اين آيه روى سخن را به پيامبر اكرم(ص)كرده و دستور مؤكدى براى هدايت انسانها به او مىدهد تا در سايۀ ذكر و سجده و تسبيح نيروى لازم و قدرت معنوى و پشتوانۀ كافى براى مبارزه با مشكلات فراهم شود.(ج ٣٤٨/٣،ج ٧٤/٨،ج ١٠/٢٠،ج ٣٧٨/٢٥.)
ط و ى
طُوى:(نازعات١٦/.)[***]
ممكن است نام سرزمين مقدسى باشد كه در شام در ميان«مدين»و«مصر»قرار داشت و نخستين جرقۀ وحى در آن بيابان بر قلب موسى وارد شد،همين تعبير در سورۀ طه نيز آمده است،در آنجا كه موسى ندايى مىشنود كه مىگويد:
إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوٰادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً.«من پروردگار توام،كفشهايت را
[*]غٰافِرِ الذَّنْبِ وَ قٰابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقٰابِ ذِي الطَّوْلِ ...«خداوندى كه آمرزندۀ گناه و پذيرندۀ توبه وشديد العقاب و صاحب نعمت فراوان است...»مؤمن٣/.
[١] مجمع البيان.
[***]إِذْ نٰادٰاهُ رَبُّهُ بِالْوٰادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً.«در آن هنگام كه پروردگارش او را(موسى را)در سرزمينمقدس«طوى»صدا زد(و گفت: بهسوى فرعون برو كه طغيان كرده است)»نازعات١٦/.