شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٨٥ - قصر (حج٤٥/ )
مسافر در يك روز معمولا هشت فرسخ راه را طى مىكرد.
و نيز افرادى كه هميشه در سفرند و يا سفر جزء برنامۀ زندگانى آنها شده است از اين حكم مستثناء هستند،زيرا مسافرت براى آنها جنبۀ عادى دارد نه جنبۀ فوقالعاده.
و نيز كسانى كه سفرشان سفر معصيت است مشمول اين قانون نمىباشند،زيرا اين حكم يك نوع تخفيف الهى است و كسانى كه در راه گناه،راه مىسپرند نمىتوانند مشمول آن باشند.
و نيز مسافر تا به حدّ ترخص نرسد(نقطهاى كه صداى اذان شهر را نشنود و يا ديوارهاى شهر را نبيند)نبايد نماز قصر بخواند،زيرا هنوز از قلمرو شهر بيرون نرفته و عنوان مسافر به خود نگرفته است و همچنين احكام ديگرى كه در كتب فقهى مشروحا آمده و احاديث مربوط به آن را محدثان در كتب حديث ذكر كردهاند.(ج ٩٤/٤ تا ٩٨.)
قصر:(حج٤٥/.)[*]
به معنى«كاخ و كوشك»است،چرا كه براثر حصار،دست از دخول به آن كوتاه است.
آيۀ مورد بحث اشاره به مجازات كافران و اقوام طغيانگر مىكند كه چه بسيار شهرها و آباديهاى آنها ويران گشت و چه بسيار چاههاى آبى كه صاحبانش نابود شدند و چه بسيار قصرهاى پرشكوه و كاخهاى سر به آسمان كشيده و گچكارى شده ويران گشتند.وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصْرٍ مَشِيدٍ.
جملۀ«قصر مشيد»به دو معنى آمده است،يكى به معنى قصرهاى مرتفع و سر به آسمان كشيده است و ديگرى به معنى قصرهايى است كه بسيار محكم بنا مىشود تا از حوادث روزگار مصون بماند،زيرا در آن زمان بيشتر خانهها از گل ساخته مىشده است و خانههايى را كه با گچ مىساختند نسبت به خانههاى گلين بسيار محكمتر بود.
[*]وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصْرٍ مَشِيدٍ.«...و چه بسيار چاه پرآب كه بىصاحب ماند و چه بسيار قصرهاىمحكم و مرتفع»حج٤٥/.