شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٨٠ - تَقَوّلَ (حاقه٤٤/ )
كوبيدن آيين شرك و بتپرستى است).
روشن است ذكر كلمۀ«قل»در اين آيات و مانند آنها در متن قرآن،براى حفظ اصالت قرآن و نقل عين كلماتى است كه بر پيامبر(ص)وحى شده و به تعبير ديگر پيامبر(ص) هيچگونه تغييرى در الفاظى كه بر او وحى مىشد نمىداد و حتى كلمۀ«قل»را كه خطاب پروردگار به اوست،عينا ذكر مىكرد.(ج ٥٩/٦.)
تَقَوّلَ:(حاقه٤٤/.)[*]
از مادّۀ«تقوّل»(بر وزن تكلّف)به معنى سخنانى است كه انسان نزد خود مىسازد بىآنكه حقيقت و واقعيتى داشته باشد و كلمۀ«اقاويل»نيز در آيۀ مورد بحث به كار رفته كه جمع«اقوال»و«اقوال»نيز بهنوبه خود جمع«قول»است و در اين جا منظور همان سخنان دروغين است.
اين آيه در ادامۀ بحثهاى مربوط به قرآن به ذكر دليل روشنى بر اصالت آن پرداخته، مىفرمايد:«اگر او سخنى دروغ بر ما مىبست»وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنٰا بَعْضَ الْأَقٰاوِيلِ«ما او را با قدرت مىگرفتيم»لَأَخَذْنٰا مِنْهُ بِالْيَمِينِحاقه٤٤/ و ٤٥.
در جملۀ اخير،واژۀ«يمين»(دست راست)به كار رفته،يعنى ما او را با دست راست مىگرفتيم و مجازات مىكرديم،زيرا انسان كارهايى را كه با دست راست انجام مىدهد از قدرت بيشترى برخوردار است و به اين ترتيب«يمين»كنايه از قدرت است.
و يا در آيۀ ٣٣ سورۀ طور مىخوانيم:أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لاٰ يُؤْمِنُونَ .«آنها(كافران) مىگويند:او اين قرآن را به خدا افترا بسته،ولى آنها ايمان ندارند».
اين يكى ديگر از بهانههاى مشركان و كفار لجوج براى عدم تسليم در برابر قرآن مجيد و دعوت پيامبر(ص)بود كه مكرر در آيات قرآن به آن اشاره شده است.(ج ٤٤٨/٢٢، ج ٤٨١/٢٤-٤٨٢.)
[*]وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنٰا بَعْضَ الْأَقٰاوِيلِلَأَخَذْنٰا مِنْهُ بِالْيَمِينِ .«هرگاه او سخنى دروغ بر ما مىبست مااو را با قدرت مىگرفتيم»حاقه٤٤/ و ٤٥.