شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٨٠٧ - قُوّة (انفال٦٠/ )
محدود ساختهاند گرفتار اشتباه عجيبى شدهاند.
ولى افسوس كه مسلمانان با داشتن يك چنين دستور صريح و روشنى،گويا همه چيز را به دست فراموشى سپردهاند،نه از فراهم ساختن نيروهاى معنوى و روانى براى مقابله دشمن در ميان آنها خبرى هست و نه از نيروهاى اقتصادى و فرهنگى و سياسى و نظامى...
و عجب اين است كه با اين فراموشكارى بزرگ و پشت سر انداختن چنين دستور صريح باز خود را مسلمان مىدانيم و گناه عقب افتادگى خود را به گردن اسلام مىافكنيم و مىگوييم اگر اسلام آيين پيشرفت و پيروزى است،پس چرا ما مسلمانها عقب افتادهايم؟! به عقيدۀ ما اگر اين دستور بزرگ اسلامى:وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ ...به عنوان يك شعار همگانى در همه جا تبليغ شود و مسلمانان از كوچك و بزرگ،عالم و غير عالم، نويسنده و گوينده،سرباز و افسر،كشاورز و بازرگان،در زندگى خود آن را به كار بندند، براى جبران عقبماندگىشان كافى است.
سيرۀ عملى پيامبر(ص)و پيشوايان بزرگ اسلام نيز نشان مىدهد كه آنها براى مقابله با دشمن از هيچ فرصتى غفلت نمىكردند،در تهيه سلاح و نفرات،تقويت روحيۀ سربازان،انتخاب محل اردوگاه و انتخاب زمان مناسب براى حمله به دشمن و به كار بستن هرگونه تاكتيك جنگى،هيچ مطلب كوچك و بزرگى را از نظر دور نمىداشتند.
معروف است كه در ايام جنگ«حنين»به پيامبر(ص)خبر دادند كه سلاح تازۀ مؤثرى در يمن اختراع شده است،پيامبر(ص)بلافاصله كسانى را به يمن فرستاد تا آن سلاح را براى ارتش اسلام تهيه كنند.
نكتۀ مهم ديگرى كه از آيۀ فوق استفاده مىشود رمز جهانى و جاويدانى بودن آيين اسلام است،زيرا مفاهيم و محتويات اين آيين آنچنان گسترده است كه با گذشت زمان به كهنگى و فرسودگى نمىگرايد،جملۀ:و اعدُّوا لهم ما استطعتم من قوَّة...هزار سال پيش مفهوم زندهاى داشت و امروز هم چنين است و ده هزار سال ديگر هم مفهوم آن همچنان زنده باقى خواهدماند،زيرا هر سلاح و قدرتى در آينده نيز پيدا شود در كلمۀ جامع«قوّة» نهفته است،چون جملۀ:«مَا اسْتَطَعْتُمْ»«عام»و كلمۀ«قوّة»كه به صورت نكره آمده است عموميت آن را تقويت مىكند و هرگونه نيرويى را شامل مىشود.(ج ٢٢٢/٧ تا ٢٢٥.)