شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٤٥ - يفرقون (توبه٥٦/ )
دست به دعا برداشتند و خود را به قدرت بىپايان پروردگار سپردند و از او تقاضاى استقامت كردند:رَبَّنٰا أَفْرِغْ عَلَيْنٰا صَبْراً[*]...«پروردگارا بر ما صبر فروريز ...»بقره/ ٢٥٠.و در آيۀ ١٠ سورۀ قصص،آنجا كه خداوند مىفرمايد:وَ أَصْبَحَ فُؤٰادُ أُمِّ مُوسىٰ فٰارِغاً...«قلب مادر موسى از همه چيز(جز ياد فرزندش)تهى گشت...»،كلمۀ«فارغ»به معنى«خالى»است،ولى در اينجا منظور خالى از همه چيز جز از ياد موسى است، هرچند بعضى از مفسران آن را به معنى خالى بودن از غم و اندوه گرفتهاند و يا خالى از الهام و مژدهاى كه قبلا به او داده شده بود،امّا با توجه به جملهها،اين تفسيرها صحيح بهنظر نمىرسد.(ج ١٧٩/٢،ج ٣٠٥/٦،ج ٣٢/١٦.)
ف ر ق
يفرقون:(توبه٥٦/.)[**]
از مادّۀ«فرق»(بر وزن شفق)به معنى«شدت خوف و ترس»است.
راغب در كتاب مفردات مىگويد اين مادّه در اصل به معنى«تفرق و جدايى و پراكندگى»است:فَالْفٰارِقٰاتِ فَرْقاً.«و(سوگند به)آنها كه جدا مىكنند»مرسلات٤/.
آيۀ مورد بحث(توبه٥٦/)،يكى ديگر از اعمال و حالات منافقان را به روشنى ترسيم كرده،مىگويد:«آنها به خدا سوگند ياد مىكنند كه از شما هستند در حالى كه از شما نيستند،بلكه آنها گروهى هستند كه مىترسند(و وحشت دارند لذا دروغ مىگويند)»(وَ لٰكِنَّهُمْ قَوْمٌ يَفْرَقُونَ)توبه٥٦/.
در واقع چون تكيهگاهى در باطن ندارند همواره گرفتار ترس و وحشتى عظيم هستند و به خاطر همين ترس و وحشت هيچگاه آنچه در باطن دارند اظهار نمىكنند و چون از خدا
[*]عين آيۀ مذكور در بخشى از آيۀ ١٢٦ سورۀ اعراف آمده است،آنجا كه ساحران،پس از روىبرتافتن از فرعون،متوجه درگاه پروردگار شدند و براى مقابله با او و تهديدهاى سنگينش از خدا تقاضاىصبر و استقامت كردند.
[**]وَ يَحْلِفُونَ بِاللّٰهِ إِنَّهُمْ لَمِنْكُمْ وَ مٰا هُمْ مِنْكُمْ وَ لٰكِنَّهُمْ قَوْمٌ يَفْرَقُونَ.توبه٥٦/.