شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١١١ - نَعُدُّ (مريم٨٤/ )
«اعجمى»به كسى گفته مىشود كه در بيان او نقصى باشد،خواه عرب باشد يا غير عرب،و «عجم»را به غير عرب مىگويند،چرا كه عربها اطلاعات ناقص از بيان غير دارند و زبان آنها را بخوبى نمىفهمند.
بنابراين واژۀ«اعجمى»همان«اعجم»است كه با ياء نسبت توأم شده است.
دربارۀ«عجم»حديثى از امام صادق(ع)كه در تفسير على بن ابراهيم ذيل آيۀ ١٩٨ سورۀ شعرا آمده است،مىخوانيم:
«اگر قرآن بر عجم نازل شده بود عرب به آن ايمان نمىآورد،ولى قرآن بر عرب نازل شد و عجم به آن ايمان آورد و اين فضيلتى است براى عجم[١]».
ضمنا بايد توجه داشت،همانطور كه واژۀ«عربى»علاوه بر معنى«فصيح و روشن بودن»به معنى كسى كه از نژاد عرب است مىآيد،واژۀ«عجمى»در مقابل آن نيز دو معنى دارد:نژاد غير عرب و كلام غير فصيح.(ج ٤٠٨/١١،ج ٣٥١/١٥-٣٥٧، ج ٣٠٥/٢٠.)
ع د د
نَعُدُّ:(مريم٨٤/.)[**]
از مادّۀ«عَدّ»به معنى«شمردن»است.اين آيه روى سخن را به پيامبر(ص)كرده مىگويد:«دربارۀ آنها(كافران)عجله مكن ما تمام اعمال آنها را دقيقا شماره و احصا مىكنيم»و همه را براى آن روز كه دادگاه عدل الهى تشكيل مىشود،ثبت و ضبط خواهيم كرد.
اين احتمال نيز وجود دارد كه منظور از شمردن ايام عمر،بلكه نفسهاى آنهاست، يعنى مدت بقاى آنها كوتاه است و تحت شماره و عدد مىباشد،زيرا معدود بودن چيزى
[١]نور الثقلين،ج ١٦٥/٤.
[**]فَلاٰ تَعْجَلْ عَلَيْهِمْ إِنَّمٰا نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا.مريم٨٤/.