شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٩٥ - افلَحَ (مؤمنون١/ )
در اين جا«جبرئيل»و«ميكائيل»كه دو نفر از فرشتگان بزرگ خدا هستند بعد از ذكر «ملائكه»به طور عام مورد توجه قرار گرفتهاند.(ج ١١١/٢٣ و ١٧٧.)
فلح
افلَحَ:(مؤمنون١/.)[*]
از مادّۀ«فلح و فلاح»در اصل به معنى«شكافتن و بريدن»است،سپس به هر نوع پيروزى و رسيدن به مقصد و خوشبختى اطلاق شده است.
در حقيقت افراد پيروزمند و رستگار و خوشبخت،موانع را از سر راه برمىدارند و راه خود را بهسوى مقصد مىشكافند و پيش مىروند.البته فلاح و رستگارى معنى وسيعى دارد كه هم پيروزيهاى مادى را شامل مىشود و هم معنوى را،و در مورد مؤمنان هر دو بعد منظور است.
پيروزى و رستگارى دنيوى در آن است كه انسان آزاد و سربلند،عزيز و بىنياز زندگى كند و اين امور جز در سايۀ ايمان امكانپذير نيست و رستگارى آخرت در اين است كه در جوار رحمت پروردگار،در ميان نعمتهاى جاويدان،در كنار دوستان شايسته و پاك، و در كمال عزت و سربلندى به سر برد.
«راغب»در مفردات،ضمن تشريح اين معنى مىگويد:فلاح دنيوى در سه چيز خلاصه مىشود:بقا و غنا و عزت،و فلاح اخروى در چهار چيز:بقاى بدون فنا، بىنيازى بدون فقر،عزت بدون ذلت،و علم خالى از جهل.
با توجه به آيۀ مورد بحث:قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ؛انتخاب فعل ماضى«افلح»در مورد رستگارى مؤمنان براى تأكيد هرچه بيشتر است،يعنى رستگارى آنها آنقدر مسلم است كه گويى قبلا تحقق يافته،و ذكر كلمۀ«قد»قبل از آن نيز تأكيد ديگرى براى موضوع است.
در آيۀ ٥ سورۀ بقره به واژۀ«مفلحون»بر مىخوريم:...أُولٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ .«آنها
[*]قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ .«مؤمنان رستگار شدند»مؤمنون١/.