شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٥٦ - قَتور (اسراء١٠٠/ )
چوب يا چيز ديگرى برمىخيزد.بعضى از ارباب لغت آن را به معنى«غبار»تفسير كردهاند (تاريكى و سياهى كه از اندوه و ترس روز قيامت صورت را فراگيرد ).
آيۀ مورد بحث گوشهاى از حوادث و سرنوشت كافران و مجرمان را در صحنۀ قيامت روشن كرده است و مىگويد:«در آن روز صورتهايى غبارآلود است و دود تاريكى آنها را پوشانده»تَرْهَقُهٰا قَتَرَةٌعبس٤١/.
از اين آيه بخوبى استفاده مىشود كه در صحنۀ قيامت آثار عقايد و اعمال سوء انسانها در چهرههاىشان نمايان مىشود.در آن روز گروهى خندان و مسرورند و چهرههاىشان گشاده و نورانى است،برعكس گروهى براثر كفر و زشتى اعمالشان،گويى گرد و غبار سياهى بر صورتشان نشسته و هالهاى از دود آن را در خود فروبرده ،آثار غم و اندوه و رنج و درد از صورتهايشان مىبارد.(ج ١٦٠/٢٦.)
قَتور:(اسراء١٠٠/.)[*]
از مادّۀ«قتر»(بر وزن قتل)به معنى«سخت گيرى»و امساك در خرج كردن است و از آنجا كه«قتور»صيغۀ مبالغه است معنى شدت امساك و تنگ نظرى را مىرساند.
در اين آيه،خداوند انسان را طبعا موجودى بخيل و تنگ نظر معرفى كرده،مىفرمايد:
«انسان طبعا سختگير(و موجود بخيلى)است»وَ كٰانَ الْإِنْسٰانُ قَتُوراًاسراء١٠٠/.
آيا همۀ انسانها بخيل هستند؟بسيارى از آيات قرآن«انسان»به طور مطلق و بىقيدوشرط مورد انواع ملامتها قرار گرفته است و با صفاتى همچون بخل و جهل و ظالم بودن و عجول بودن و مانند اينها توصيف شده است.
اين تعبيرات هرگز منافات با اين ندارد كه مؤمنان و افراد تربيت شده درست در جهت مخالف اين صفات قرار داشته باشند بلكه اشاره به آن است كه طبيعت آدمى چنين مىباشد كه اگر تحت تربيت رهبران الهى قرار نگيرد و او را به حال خودش،همچون گياهى خودرو،واگذارد ،آمادگى پذيرش همۀ اين صفات زشت را دارد.(ج ٣٠١/١٢ و ٣٠٤.)
[*]...وَ كٰانَ الْإِنْسٰانُ قَتُوراً.اسراء١٠٠/.