شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٩١ - تفكّهون (واقعه٦٥/ )
راوى سؤال مىكند مگر اين دو يكى نيست؟فرمود:نه،منظورم از اوّل اين است كه مستقلا بردهاى را آزاد كنى،و در دوم اين كه كمك به پرداخت قيمت آن كنى تا آزاد شود.
بعضى از مفسران«فك رقبة»را به معنى آزاد كردن گردن خويش از زير بار گناهان از طريق توبه،يا آزاد كردن خويش از عذاب الهى از طريق تحمل طاعات دانستهاند،ولى با توجه به آياتى كه بعد از آن آمده و نسبت به يتيم و مسكين توصيه مىكند ظاهراً منظور همان آزاد كردن بردگان است.
در اوّلين آيۀ سورۀ بينه[*]به واژۀ«منفكّين»برمىخوريم و آن از«انفكاك»به معنى جدا شدن از چيزى است كه به آن سخت پيوند يافته و بايد توجه داشت كه«منفكّين»جمع «منفك»ممكن است اسم فاعل باشد و يا اسم مفعول،و در تفسير آيۀ مورد بحث،هم به معنى اسم فاعلى گرفته شده و هم به معنى اسم مفعولى.(ج ٢٩/٢٧-٣٠ و ٢٠١.)
ف ك ه-
تفكّهون:(واقعه٦٥/.)[**]
در اصل«تتفكّهون»بوده از«فاكهة»به معنى«ميوه»است.سپس«فكاهت»به مزاح و شوخى و گفتن لطيفهها كه ميوۀ جلسات انس است اطلاق شده،ولى اين ماده گاهى به معنى «تعجب و حيرت»نيز آمده و آيۀ مورد بحث از اين قبيل است،مىفرمايد:«اگر ما بخواهيم اين زراعت را تبديل به يكمشت كاه درهم كوبيده شده مىكنيم به گونهاى كه تعجّب كنيد»فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَواقعه٦٥/.
آرى مىتوانيم تندباد سمومى بفرستيم كه آن را قبل از بستن دانهها خشك كرده درهم بشكند،يا آفتى براى آن مسلط كنيم كه محصول را از بين ببرد و نيز مىتوانيم سيل ملخها را
[*]لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتٰابِ وَ الْمُشْرِكِينَ مُنْفَكِّينَ حَتّٰى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ .«كافران از اهل كتاب ومشركان(مىگفتند)ما دست از آيين خود بر نمىداريم(و از آن جدا نمىشويم)تا دليل روشنى براى ما بيايد»بينه١/.
[**]لَوْ نَشٰاءُ لَجَعَلْنٰاهُ حُطٰاماً فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ .واقعه٦٥/.