شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٢٧ - فرد (انبياء٨٩/ )
قصص مىخوانيم:
إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ يُحِبُّ الْفَرِحِينَ .«به خاطر بياور هنگامى را كه قومش به او گفتند اينهمه شادى مغرورانه مكن كه خداوند شادىكنندگان مغرور را دوست نمىدارد».
البته اين تفاوت بايد از قرائن شناخته شود و پيداست كه در آيۀ مورد بحث«فرح»از نوع دوم منظور است.
و امّا كلمۀ«فَرِحين»در آيۀ اخير الذكر(قصص٧٦/)،جمع«فرح»(به كسر راء)به معنى كسى است كه براثر به دست آوردن چيزى مغرور و متكبر شود و از بادۀ پيروزى سرمست باشد و از خوشحالى در پوست نگنجد.(ج ١٥٤/١٦،ج ١٧٥/٢٠-١٧٦.)
ف ر د
فرد:(انبياء٨٩/.)[*]
به معنى«تنها»است و آن چيزى است كه از يكجهت با غير خود اختلاط داشته باشد.دو كلمۀ«وتر و شفع»نيز از جهت معنا بىشباهت به فرد و زوج نيست،چه اين كه «وتر»به معناى چيزى است كه منضم به غير خود نباشد و«شفع»به معناى هر چيزى است كه با غير خود منضم بوده باشد[**].
در آيۀ مورد بحث،زكريا به پروردگارش عرض مىكند:«...پروردگار من،مرا تنها مگذار(و فرزند برومندى به من عطا كن)و تو بهترين وارثانى».
سالها بر عمر زكريا گذشت و برف پيرى بر سرش نشست،امّا هنوز فرزندى نداشت و ازسوىديگر همسرى عقيم و نازا داشت.او در آرزوى فرزندى بود كه بتواند برنامههاى الهى او را تعقيب كند و كارهاى تبليغيش نيمه تمام نماند و فرصت طلبان
[*]...رَبِّ لاٰ تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوٰارِثِينَ .انبياء٨٩/.
[**] تبيين اللغات لتبيان الآيات،مادّۀ فرد.