شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٤٦ - مُعتَرّ (حج٣٦/ )
توصيف آن به«قديم»(كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ)اشاره به كهنگى آن است،زيرا قديم به هر چيز كهنهاى گفته مىشود كه زمانى برآن بگذرد،بنابراين هر قدر اين شاخهها كهنهتر مىشود،باريكتر و پژمردهتر و زردرنگتر مىشود و شباهت بيشترى به هلال آخر ماه پيدا مىكند.(ج ٣٨٤/١٨-٣٨٥.)
ع ر ر
مَعَرَّة:(فتح٢٥/.)[*]
از مادّۀ«عرّ»(بر وزن شرّ)و«عرّ»(بر وزن حرّ)در اصل به معنى«بيمارى جرب»، يك نوع عارضۀ شديد پوستى است كه عارض بر انسان يا حيوان مىشود،سپس توسعه داده شده و به هرگونه زيان و ضرر و عيبى كه به انسان مىرسد،اطلاق شده است،چنان كه آيه مىگويد:
«...پس از اين راه،عيب و عارى ناآگاهانه از آنها به شما رسيد...»مَعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍفتح٢٥/.(ج ٩٢/٢٢.)
مُعتَرّ:(حج٣٦/.)[**]
در اين آيه به واژههاى«قانع»و«مُعتر»بر مىخوريم كه با تعريف هريك تفاوتهايى ميان آنها ملاحظه مىكنيم.«مُعتر»كسى است كه به سراغ تو مىآيد و سؤال و تقاضا مىكند و اىبسا به آنچه مىدهى راضى نشود و اعتراض كند،ولى«قانع»به كسى مىگويند كه اگر چيزى به او بدهند قناعت مىكند و راضى و خشنود مىشود و اعتراض و ايراد و خشمى
(شبانه روز طى مىكند و در آخر ماه باريك مىشود و به شكل شاخۀ خشك كهنۀ خرما در مىآيد و بعضىگفتهاند كه شاخۀ خرما در هر شش ماه اينطور مىشود.«به نقل از:فرهنگ لغات قرآن،ج ٤٧/٢.»
[*]...فَتُصِيبَكُمْ مِنْهُمْ مَعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ ...فتح٢٥/.
[**]...فَكُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْقٰانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ...«...از گوشت قربانى بخوريد و مستمندان قانع،وفقيران معترض را نيز اطعام كنيد...»حج٣٦/.