شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٨ - آيا ظلمت از مخلوقات است؟(سور١٧٢٨ انعام آي١٧٢٨ ١ )
معروف در ميان فلاسفه و دانشمندان علوم طبيعى اين است كه«ظلمت»چيزى جز عدم نور نيست و اين را مىدانيم كه نام مخلوق بر معدوم نمىتوان گذاشت،بنابراين چگونه آيۀ مورد بحث،ظلمت را جزء مخلوقات خداوند به شمار آورده است؟! در پاسخ اين ايراد مىتوان گفت:
اولا ظلمت هميشه به معناى ظلمت مطلق نيست،بلكه ظلمت غالبا به معناى نور بسيار كم و ضعيف در برابر نور فراوان و قوى به كار مىرود،مثلا همه مىگوييم«شب ظلمانى»با اين كه مسلم است،در شب،ظلمت مطلق نيست،بلكه همواره ظلمت شب آميخته با نور كمرنگ ستارگان يا منابع ديگر نور مىباشد،بنابراين مفهوم آيه اين مىشود كه خداوند براى شما روشنى روز و تاريكى شب كه يكى نور قوى و ديگرى نور بسيار ضعيف است،قرار داد و بديهى است كه ظلمت به اين معنى از مخلوقات خداست.
و ثانيا درست است كه ظلمت مطلق يك امر عدمى است،اما امر عدمى هنگامى كه در شرايط خاصى واقع شود،حتما از يك امر وجودى سرچشمه مىگيرد يعنى كسى كه ظلمت مطلق را در شرايط خاصى براى اهداف معينى به وجود مىآورد حتما بايد از وسايل وجودى استفاده كند،مثلا ما مىخواهيم در لحظۀ معينى اتاق را براى ظاهر كردن عكسى تاريك كنيم ناچاريم جلو نور را بگيريم تا ظلمت در اين لحظه معين به وجود آيد،چنين ظلمتى مخلوق است(مخلوق بالتبع).
و به اصطلاح،عدم مطلق گرچه مخلوق نيست،اما عدم خاص سهمى از وجود دارد و مخلوق مىباشد.
نكته ديگرى كه در اين جا بايد به آن توجه داشت اين است كه در آيات قرآن،نور با صيغۀ«مفرد»آورده شده و ظلمت به صورت«جمع»(ظلمات).
ممكن است اين تعبير اشارۀ لطيفى به اين حقيقت باشد كه ظلمت(اعم از حسّى و معنوى)همواره سرچشمۀ پراكندگيها و جداييها و دورافتادنهاست،در صورتى كه نور رمز وحدت و اجتماع مىباشد.
اين امر در مورد مؤمنان نيز صادق است،چرا كه«ايمان»يك حقيقت بيش نيست و رمز وحدت و يگانگى است و«كفر و بىايمانى»سرچشمۀ پراكندگى و تفرقه و تشتت است.