شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٩٢ - عِضين (حجر٩١/ )
ارادۀ ولىّ(يا اوليا)داشت،گاهى با آنكه زن و مرد علاقهمند بودند به زناشويى سابق ادامه دهند،اولياى آنها به خاطر منافع خود يا خيالات و موهوماتى از اين پيوند جلوگيرى مىكردند.قرآن صريحا اين روش را محكوم مىكند و مىگويد:اوليا و ساير افراد چنين حقى را هرگز ندارند،زيرا هنگامى كه زن و مرد دو،ركن اصلى ازدواجاند با هم توافق داشته باشند و مىخواهند پس از جدايى مجددا ازدواج كنند،مخالفت ديگران بىمعنى است.(ج ١٢٩/٢.)
عضه -و
عِضين:(حجر٩١/.)[*]
جمع«عضة»به معنى«متفرق ساختن»(قسمت قسمت،پاره پاره و گروه)است و به هر بخش از چيزى گفته مىشود،بنابراين «عضين»يعنى بخشها و قسمتها.
كلمۀ«عضة»در اصل«عِضْوة»بوده كه واو آن افتاده است،مانند:عِزَّة و ثُبه كه در اصل عزوة،و ثُبوة بوده است و گاه در باب«هاء»نيز ذكر مىشود.«ازهرى»گفته:در اصل «عِضَهَة»بوده است؛و به طورى كه در روايات آمده،طايفهاى از قريش بودند كه قرآن را پاره پاره مىكردند،عدهاى مىگفتند سحر است،عدهاى ديگر مىگفتند،افسانههاى گذشتگان است و جمعى مىگفتند ساختگى است و نيز راه ورودى به مكّه را قسمت قسمت مىكردند و در موسم حج هرچند نفرى سرراهى را مىگرفتند تا نگذارند مردم نزد رسول خدا(ص)بروند[**].(ج ١٣٣/١١.)
[*]اَلَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ .«همانها كه قرآن را تقسيم كردند(آنچه را به سود خودشان بودپذيرفتند و آنچه برخلاف هوسهايشان بود ترك كردند)»حجر٩١/.
[**] به نقل از:تبيين اللغات لتبيان الآيات،ج ١٠٢/٢.