شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٦٨ - قانع (حج٣٦/ )
پوست يك گاو را پر كند.ولى در حقيقت همۀ اينها مصداق يك مفهوم وسيع است و آن مال زياد است.
به هر حال،آيۀ مورد بحث اشاره به اين حقيقت مىكند كه زن و فرزند و اموال و ثروتها،سرمايههايى براى زندگى مادى اين جهانند و آنها نمىتوانند هدف اصلى انسان را تشكيل دهند،چنان كه مىفرمايد:«محبّت امور مادى،از زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسبهاى ممتاز و چهار پايان و زراعت،در نظر مردم جلوه داده شده است...»آل عمران١٤/.
درست است كه بدون اين وسايل،راه سعادت و معنويت را نمىتوان پيمود،امّا استفاده كردن از آنها در اين راه مطلبى است و دلبستگى و پرستش آنها(بدون آنكه به صورت وسيله مورد استفاده قرار گيرند)مطلب ديگر...(ج ٣٣٨/٢ تا ٣٤٠.)
قنع
قانع:(حج٣٦/.)[*]
از مادّۀ«قناعة»به معنى«به كم راضى شدن و به قسمت خويش خرسند گرديدن»است و قانع به كسى مىگويند كه اگر چيزى به او بدهند قناعت مىكند و راضى و خشنود مىشود و اعتراض و ايراد و خشمى ندارد.
آيۀ مورد بحث دربارۀ قربانى كردن در مراسم حج است كه از شعائر الهى به شمار مىرود و توصيه شده كه از گوشت آنها بخوريد و مستمندان قانع و فقيران معترض را نيز از آن اطعام كنيدوَ أَطْعِمُوا الْقٰانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ.
در اين آيه،قانع كسى است كه به حق خويش راضى و خرسند باشد و در سؤال خود اصرار نورزد،امّا«معتر»كسى است كه به سراغ تو مىآيد و سؤال و تقاضا مىكند و اىبسا
[*]...فَإِذٰا وَجَبَتْ جُنُوبُهٰا فَكُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْقٰانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ«...هنگامى كه پهلوى آن(شترپس از كشتن)آرام گرفت(و جان داد)از گوشت آن بخوريد و فقير قانع وسائل معترض را اطعام كنيد»حج٣٦/.