شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٨٧ - يُغَيِّرُ (رعد١١/ )
«فريادرسى»است ريشۀ مشترك دارد و به همين دليل بعضى از مفسران تعبير فوق را اشارهاى به هرگونه فريادرسى خداوند بعد از نوميديها و نشر رحمت او دانستهاند.
راغب در مفردات مىگويد:«غوث»در مورد يارى كردن گفته مىشود و«غيث» در مورد باران.الغوث يقال فى النصرة و الغيث فى المطر.(ج ٤٣٥/٢٠-٤٣٦.)
غ ى ر
يُغَيِّرُ:(رعد١١/.)[*]
از«تغيير»به معنى«دگرگون كردن»و چيزى را به شكل ديگر درآوردن است.
آيه مىگويد:«...خداوند سرنوشت هيچ قوم(و ملّتى)را تغيير نمىدهد مگرآنكه آنها خود را تغيير دهند...» جملۀ فوق در دو مورد از قرآن با تفاوت مختصرى آمده است و يك قانون كلى و عمومى را بيان مىكند،قانونى سرنوشتساز و حركت آفرين و هشداردهنده.
اين قانون كه يكى از پايههاى اساسى جهانبينى و جامعهشناسى در اسلام است،به ما مىگويد مقدرات شما قبل از هر چيز و هركس در دست خود شماست و هرگونه تغيير و دگرگونى در خوشبختى و بدبختى اقوام در درجۀ اول به خود آنها بازگشت مىكند،شانس و اقبال و تصادف و تأثير اوضاع فلكى و مانند اينها هيچكدام پايه ندارد،آنچه اساس و پايه است اين است كه ملتى خود بخواهد سربلند و سرفراز و پيروز و پيشرو باشد و يا به عكس خودش تن به ذلت و زبونى و شكست دردهد،حتى لطف خداوند،يا مجازات او، بىمقدمه ،دامان هيچ ملتى را نخواهد گرفت،بلكه اين اراده و خواست ملتها و تغييرات درونى آنهاست كه آنها را مستحق لطف يا مستوجب عذاب خدا مىسازد.
به تعبير ديگر:اين اصل قرآنى كه يكى از مهمترين برنامههاى اجتماعى اسلام را بيان مىكند به ما مىگويد هرگونه تغييرات برونى متكى به تغييرات درونى ملتها و اقوام است و
[*]...إِنَّ اللّٰهَ لاٰ يُغَيِّرُ مٰا بِقَوْمٍ حَتّٰى يُغَيِّرُوا مٰا بِأَنْفُسِهِمْ ...رعد١١/.