شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٨٢ - علم غيب مخصوص خداست
هيچكس شبيه و مانند او نيست و اگر مىبينيم در پارهاى از آيات قرآن،بخشى از علم غيب به پيامبران نسبت داده شده[*]و يا در آيات و روايات فراوانى دربارۀ پيامبر(ص)و على(ع) و ساير امامان معصوم(ع)مىخوانيم كه آنها گاهى از حوادث آينده و از اسرار نهان خبر مىدادند بايد دانست كه آن هم به تعليم الهى بوده است،چرا كه آگاهى از اسرار غيب بالذّات مخصوص خداست و ديگران هرچه دارند بالعرض و از طريق تعليم الهى است و به همين دليل محدود به حدودى است كه او اراده كند[١]،يعنى در هر مورد صلاح بداند قسمتى از اسرار غيب را به بندگان خاصش تعليم مىدهد.
بنابراين هيچگونه تضادى ميان آياتى كه نفى علم غيب از پيامبران مىكند(هود/ ٣١.)و آيات و رواياتى كه آگاهى بعضى از غيوب را به پيامبران يا امامان(ع)نسبت مىدهد وجود ندارد و جالب اين كه نه تنها خداوند اسرار غيب را در موارد لازم به پيامبران و امامان تعليم مىدهد،بلكه گاهى به غير پيامبر و امام نيز چنين تعليمى مىدهد،همان گونه كه در داستان مادر موسى در قرآن مىخوانيم كه خداوند به او گفت:«...نترس و اندوه به خود راه مده،ما اين كودك را به تو بازمىگردانيم و او را از پيامبران قرار مىدهيم»قصص٧/.
حتى گاهى پرندگان و جانداران ديگر به خاطر ضرورتهاى زندگى،آگاهيهايى از اسرار نهان و حتى از آيندۀ نسبة دور پيدا مىكنند كه تصورش براى ما مشكل و پيچيده است،و به اين ترتيب بعضى از مسائلى كه براى ما غيب محسوب مىشود،براى آنها غيب نيست.
نويسندۀ«المنار»هنگامى كه به آيۀ:
وَ لاٰ أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزٰائِنُ اللّٰهِ وَ لاٰ أَعْلَمُ الْغَيْبَ ...«من هرگز به شما نمىگويم خزائن الهى نزد من است و نمىگويم غيب مىدانم...»هود٣١/.
مىرسد در ضمن يك جملۀ كوتاه به آنها كه علم غيب را براى غير خدا قايلاند و يا
[*]عٰالِمُ الْغَيْبِ فَلاٰ يُظْهِرُ عَلىٰ غَيْبِهِ أَحَداًإِلاّٰ مَنِ ارْتَضىٰ مِنْ رَسُولٍ ...«خداوند از تمام امور پنهانى آگاهاست و هيچكس را از علم غيب خود آگاه نمىكند مگر رسولانى كه مورد رضايت او هستند...».جن/٢٦ و ٢٧.
[١] براى توضيح بيشتر به تفسير نمونه،جلد ٢٤٥/٥ و جلد ٤٦/٧ مراجعه فرماييد.