شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٩٩ - عَفْو (بقره٢١٩/ )
از شدت خويشتندارى،افراد بىاطلاع آنها را غنى مىپندارند،يعنى كسانى كه از حال آنها آگاه نيستند،به خاطر عفت نفس ايشان،گمان مىكنند غنى و بىنيازند.
«راغب»مىگويد«عفّت»پديد آمدن حالتى است در نفس كه آدمى را از غلبۀ شهوت بازمىدارد و«متعفّف»كسى است كه داراى اين خصلت و حالت باشد.(ج ٢٦٥/٢.)
ع ف و
عَفْو:(بقره٢١٩/.)[*]
در لغت معانى مختلفى دارد،از جمله:
«بخشش و آمرزش»و«از بين بردن اثر»و«قصد گرفتن چيزى»و«وسط و ميانۀ هر چيز»و«مقدار اضافى چيزى»و«بهترين قسمت مال».
اكنون ببينيم كداميك از معانى فوق متناسب با مفهوم آيۀ مورد بحث است،ظاهرا سه معنى اول متناسب با مفهوم آيه نيست،بلكه مراد يكى از سه معنى اخير است،يعنى در انفاق حد وسط را رعايت كنيد و يا اين كه از مقدار اضافى نيازمنديهاى خود انفاق كنيد(اين دو معنى در حقيقت به يك معنى بازمىگردد ،زيرا رعايت حد وسط به همين است كه از ما زاد نيازمنديهاى خود انفاق كنند و زندگى خود را به هم نريزند).
و اگر به معنى آخر بوده باشد،مضمون آيه چنين مىشود كه به هنگام انفاق قسمتهاى پست و بىارزش مال را انتخاب نكنيد،بلكه از«بهترين»آن براى انفاق در راه خدا برگزينيد.
اين معنى نيز با دو معنى قبل كاملا قابل تطبيق است،زيرا اگر در هنگام انفاق،هم حدّ ميانه در نظر گرفته شود و هم نوع خوب،به همۀ اين معانى عمل شده است.
روى همين اساس است كه پيشوايان اسلام عليهم السلام هنگام تفسير اين كلمه(عفو)
[*]...وَ يَسْئَلُونَكَ مٰا ذٰا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ...«...و از تو سؤال مىكنند چه چيز انفاق كنند؟بگو:ازما زاد نيازمندى خود...»بقره٢١٩/.