شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٤٦ - فراق (كهف٧٨/ )
نمىترسند از همه چيز مىترسند و دائما در حال وحشت به سر مىبرند،در حالى كه مؤمنان راستين در سايۀ ايمان،آرامش و شهامت خاصى دارند.(ج ٤٥٢/٧.).
فرق:(شعراء٦٣/.)[*]
بر وزن«رزق»به معنى«قطعۀ جدا شده»،از مادّۀ«فرق»(بر وزن حلق)به معنى«جدا شدن»است،به تعبير ديگر(به گونهاى كه راغب در مفردات گويد)فرق«فلق»و«فرق»در آيۀ مورد بحث اين است كه اوّلى اشاره به شكافتن مىكنند و دومى جدا شدن،چنانكه مىگويد:«ما به موسى وحى كرديم كه عصايت را به دريا زن،دريا از هم شكافته شد و هر بخشى همچون كوه عظيمى بود»(فَكٰانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ).شعراء٦٣/.
لذا به«فرقه»و«فرق»به قطعه يا جماعتى گفته مىشود كه از بقيه جدا گردد،چنانكه در آيۀ ١٢٢ سورۀ توبه مىخوانيم:...فَلَوْ لاٰ نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طٰائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ...«...چرا از هر گروهى،طايفهاى از آنان كوچ نمىكند( طايفهاى بماند)تا در دين(و معارف و احكام اسلام)آگاهى پيدا كنند...».واژه(فرقه»در قرآن مجيد فقط يكبار و در همين آيه بهكاررفتهاست .(ج ١٩١/٨،ج ٢٤٤/١٥.)
فراق:(كهف٧٨/.)[**]
بر وزن«كتاب»در اصل بن معنى«جدايى از يكديگر»است.در اين آيه آن مرد عالم، آخرين سخن را به موسى(ع)گفت،زيرا مجموع حوادث گذشته يقين كرد كه موسى، تاب تحمل در برابر اعمال او ندارد«فرمود:اينك وقت جدايى من و تو فرارسيده است،امّا بزودى سرّ آنچه را كه نتوانستى برآن صبر كنى براى تو بازگو مىكنم».البته موسى هم هيچگونه اعتراضى بر اين سخن نكرد،زيرا درست همان مطلبى بود كه خودش در ماجراى قبل پيشنهاد كرده بود،يعنى بر خود موسى نيز اين واقعيت ثابت گشته بود كه آبشان در يك
[*]فَأَوْحَيْنٰا إِلىٰ مُوسىٰ أَنِ اضْرِبْ بِعَصٰاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَكٰانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ.شعراء٦٣/.
[**]قٰالَ هٰذٰا فِرٰاقُ بَيْنِي وَ بَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ مٰا لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً.كهف٧٨/.