شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٢٦ - قريش (قريش١/ )
قابل توجه اين كه در حديثى از امام صادق(ع)آمده است كه:يُنْفِذُ الْبَصَرَ فىٖ فِضِّةِ الْجَنَّةِ كَما يُنْفِذُ في الزُّجاجِ.«نور چشم انسان در نقرۀ بهشتى نفوذ مىكند،آنچنان كه در شيشه و بلور دنيا نفوذ دارد[١]».
اين را نيز مىدانيم در عصر ما دانشمندان به اشعهاى پى بردهاند(مانند اشعۀ ايكس)كه از اجسام تيره عبور مىكند و درون آن را مانند بلور نشان مىدهد.
ابن عباس مىگويد:همۀ نعمتهاى بهشتى شبيه و مانند در دنيا دارد،جز ظرفهاى بلورين كه از نقره است كه در دنيا شبيه و مانندى براى آن نيست[٢].
در آيۀ ٤٤ سورۀ نمل به واژۀ«قوارير»كه معنى آن در بالا گفته شد،بر مىخوريم و آن صحنهاى است از ماجراى داخل شدن ملكۀ سبأ در قصر مخصوص سليمان.
سليمان دستور داده بود،صحن يكى از قصرها را از بلور بسازند و در زير آن،آب جارى قرار دهند.هنگامى كه ملكۀ سبأ به آنجا رسيد او را به داخل حياط قصر راهنمايى كردند.ملكه چون آن صحنه را مشاهده كرد گمان كرد كه نهر آبى است،در حالى كه سخت در تعجب فرورفته بود،ساق پاهاى خود را برهنه كرد تا از آن آب بگذرد،امّا سليمان به او «گفت:كه حياط قصر از بلور صاف ساخته شده»اين آب نيست كه بخواهد پا را برهنه كند و از آن بگذرد...قٰالَ إِنَّهُ صَرْحٌ مُمَرَّدٌ مِنْ قَوٰارِيرَ...نمل٤٤/.(ج ٤٨١/١٥، ج ٣٦٥/٢٥-٣٦٦.)
ق ر ش
قريش:(قريش١/.)[*]
(من اعلام القرآن)واژۀ«قريش»به طورى كه بسيارى از مفسران و ارباب لغت
[١]مجمع البيان،ج ٤١٠/١٠.
[٢] روح المعانى،ج ١٥٩/٢٩.
[*]لِإِيلاٰفِ قُرَيْشٍ .«(مجازات اصحاب الفيل)به خاطر اين بود كه قريش(به اين سرزمين مقدس)الفت گيرند(و مقدمات ظهور پيامبر فراهم شود)»قريش١/.