شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٩٣ - غُث١٦٤٨ اء (مؤمنون٤١/ )
از بعضى از كلمات اهل لغت نيز استفاده مىشود كه باب تفاعل هميشه به اين معنى نيست و در آيۀ مورد بحث به معنى«ظهور غبن»است.
به اين ترتيب يكى ديگر از نامهاى قيامت«يوم التّغابن»روز غبنهاست،روزى است كه«غابن»(برنده)و«مغبون»(بازنده)شناخته مىشوند،روزى كه روشن مىشود چه كسانى در تجارت خود در عالم دنيا گرفتار غبن و زيان و خسران شدهاند! نامگذارى سورۀ تغابن نيز بههمينجهت است كه روز قيامت روز تغابن و مغبون شدن گروهى و برنده شدن گروه ديگر است.(ج ١٨١/٢٤ و ١٩٤-١٩٥.)
غ ث أ
غُثٰاء:(مؤمنون٤١/.)[*]
قوم ثمود براثر صيحۀ آسمانى همچون«غُثاء»گشتند.غُثاء در اصل به معنى گياهان خشكيدهاى است كه به صورت بسيار درهم ريخته بر روى سيلاب قرار دارد[**]،همچنين به كفهايى كه روى ديگ در حال جوشيدن پيدا مىشود نيز«غُثاء»مىگويند.
آيۀ مورد بحث بازگوكنندۀ سرنوشت قوم ثمود است،مىفرمايد:«سرانجام صيحۀ آسمانى آنها را به حق فروگرفت و ما آنها را همچون خاشاك بر سيلاب(غُثاء)قرار داديم، دور باد از رحمت خدا قوم ستمگر».
تشبيه اجساد بىجان قوم ثمود به«غُثاء»اشاره به نهايت ضعف و ناتوانى و درهم شكستگى و بىارزش بودن آنهاست،چرا كه خاشاك روى سيلاب از هر چيز بىارزشتر و سبكتر است،نه از خود ارادهاى دارد و نه بعد از گذشتن و فرونشستن سيلاب اثرى از آن باقى مىماند[***].(ج ٢٤٢/١٤،ج ٣٨٧/٢٦.)
[*]فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ بِالْحَقِّ فَجَعَلْنٰاهُمْ غُثٰاءً فَبُعْداً لِلْقَوْمِ الظّٰالِمِينَ .مؤمنون٤١/.
[**]فَجَعَلَهُ غُثٰاءً أَحْوىٰ .«سپس آن را(چراگاه)خشك و سياه قرار داد»اعلى٥/.
[***] بعضى مادّۀ«غُثاء»را هم يايى و هم واوى مىدانند و بعضى نيز گفتهاند كه همزۀ غثاء منقلب از ياءاست.«تبيين اللغات لتبيان الآيات»