شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٩٤ - يُسْتَعْتَبُونَ (روم٥٧/ )
آنها در ميان مردم نادر است«عباقرة»مىگويند،بسيارى معتقدند كلمۀ«عبقر»در آغاز اسمى بوده كه عرب براى شهر پريان انتخاب كرده بود و از آنجا كه اين شهر موضوع ناشناخته و نادرى بوده،هر موضوع بىنظير را به آن نسبت مىدهند و«عبقرى»مىگويند، بعضى نيز گفتهاند كه«عبقر»شهرى بود كه بهترين پارچههاى ابريشمين را در آن مىبافتند[١].
ولى به هر حال ريشۀ اصلى،فعلا متروك شده و عبقرى به صورت يك كلمۀ مستقل به معنى«نادر الوجود»يا«عزيز الوجود»به كار مىرود و با اين كه مفرد است گاهى معنى جمعى نيز مىدهد،مانند آيۀ مورد بحث.(ج ١٨٥/٢٣.)
ع ت ب
يُسْتَعْتَبُونَ:(روم٥٧/.)[**]
از مادّۀ«عتب»(بر وزن حتم)در اصل به معنى«ناراحتى درونى»است و هنگامى كه به باب افعال برده شود به معنى زائل كردن اين ناراحتى است در«لسان العرب»تصريح شده است كه معنى باب«استفعال»آن همچون باب«افعال»به معنى از ميان بردن ناراحتى باطنى كسى است،بنابراين«استعتاب»مفهومش اين است كه شخص گنهكار از صاحب حق، طلب«عتاب»كند[***]،يعنى خود را در برابر سرزنشهاى او قرار دهد تا خشم صاحب حق فروبنشيند و رضايت بدهد و به همين دليل بعضى«استعتاب»را به معنى«استرضاء»يعنى «رضايت طلبيدن»گرفتهاند،در حالى كه حقيقت مفهوم آن رضايت طلبيدن نيست،بلكه لازمه مفهوم آن است.(ج ٣٥٤/١١،ج ٤٨٦/١٦،ج ٢٦٠/٢٠.)
[١]تفسير«ابو الفتوح رازى»،ذيل آيۀ مورد بحث.
[**]فَيَوْمَئِذٍ لاٰ يَنْفَعُ الَّذِينَ ظَلَمُوا مَعْذِرَتُهُمْ وَ لاٰ هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ .«آن روز عذرخواهى ظالمان سودىندارد و توبۀ آنان پذيرفته نمىشود»روم٥٧/.
[***] «عتاب»:به معنى اظهار خشونت در سخن با ديگرى.