شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٧١ - تقهر (ضحى٩/ )
مىكند[١].
آيۀ مورد بحث دربارۀ ذات اقدس حق مىگويد:«او كسى است كه بندگان را بىنياز مىكند و سرمايۀ باقى مىبخشد»وَ أَنَّهُ هُوَ أَغْنىٰ وَ أَقْنىٰنجم٤٨/.
بنابراين «اغنى»در آيۀ فوق به معنى«بىنيازى »(رفع نيازمنديهاى فعلى)است و «اقنى»به معنى اعطاى مواهب ذخيره است كه در امور مادى همچون باغ و املاك و مانند آن است و در امور معنوى همچون رضا و خشنودى خداست كه بزرگترين سرمايۀ جاودانى محسوب مىشود.
در اين جا تفسير ديگرى است كه«اقنى»را نقطۀ مقابل«اغنى»قرار مىدهد يعنى غنى و فقر در دست قدرت اوست،نظير آنچه در آيۀ ٢٦ سورۀ رعد آمده:اَللّٰهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشٰاءُ وَ يَقْدِرُ.«خداوند روزى را براى هركس بخواهد گسترده و براى هركس بخواهد محدود و تنگ مىكند».
ولى اين تفسير با آنچه در منابع لغت آمده سازگار نيست و آيۀ فوق نمىتواند شاهدى بر اين معنا بوده باشد.(ج ٥٦١/٢٢-٥٦٢.)
ق ه ر
تقهر:(ضحى٩/.)[*]
از مادّۀ«قهر»به گفتۀ راغب در مفردات به معنى«غلبه توأم با تحقير»است،ولى در هريك از اين دو معنى نيز جداگانه استعمال مىشود و مناسب در آيۀ مورد بحث همان «تحقير»است.
خداوند در اين آيه و آيات بعد،سه دستور پراهميّت به پيغمبر اسلام(ص)مىدهد كه هرچند مخاطب در آن شخص رسول اللّه(ص)است ولى مسلماً همگان را شامل مىشود،
[١]مفردات راغب،مادّۀ«قنى».
[*]فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلاٰ تَقْهَرْ.ضحى٩/.