شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٣ - ظُلَّة (شعراء١٨٩/ )
آن هم در يك مدت طولانى،همه چيز را پژمرده مىكند و مىسوزاند،ولى نوازش متناوب سايهها آن را در حدّ متعادل و مؤثرى نگاه مىدارد.
(٢)براى آنها كه بيابانگردند و يا گرفتار بيابان مىشوند،نقش مؤثر سايهها در نجات انسانها فوقالعاده محسوس است،آن هم سايهاى كه متحرك است و در يك جا متمركز نمىشود و به هر سو حركت مىكند،هماهنگ با خواستهها و نياز انسان! (٣)موضوع مهمّ ديگر اين كه برخلاف تصور عمومى تنها نور سبب رؤيت اشياء نيست،بلكه همواره بايد نور با سايهها و نيمسايهها توأم شود،تا مشاهدۀ اشياء تحقق پذيرد،به تعبير ديگر اگر در اطراف موجودى نور يكسان بتابد به طورى كه هيچگونه سايه و نيمسايهاى نداشته باشد هرگز چنين اشيائى كه غرق در نورند مشاهده نخواهند شد.
يعنى همانطور كه در تاريكى مطلق چيزى قابل مشاهده نيست،در نور مطلق نيز چيزى قابل رؤيت نمىباشد،بلكه ديدن اشياء از آميختن نور و ظلمت(نور و سايهها) امكانپذير مىشود،به اين ترتيب،سايهها نقش بسيار مؤثرى در مشاهده و تشخيص و شناخت اشياء از يكديگر دارند.(ج ٢٥٣/١١.)
ظُلَّة:(شعراء١٨٩/.)[*]
در اصل به معنى قطعه ابرى است كه سايه مىافكند[**]،بسيارى از مفسران در ذيل آيۀ مورد بحث نقل كردهاند كه هفت روز،گرماى سوزانى سرزمين«اَيكه»[***](قوم ستمگر شعيب)را فراگرفت و مطلقا نسيمى نمىوزيد،ناگاه قطعه ابرى در آسمان ظاهر شد و نسيمى وزيدن گرفت،آنها از خانههاى خود بيرون ريختند و از شدت ناراحتى به
[*]فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذٰابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ كٰانَ عَذٰابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ .«سرانجام او را(شعيب را)تكذيبكردند و عذاب روز«ابر سايهافكن»آنها را فروگرفت كه اين عذاب روز بزرگى بود»شعراء١٨٩/.
[**] «ظُلَل»جمع«ظلَّة»به هر چيزى مىگويند كه سايهافكن باشد،بنابراين «ظلل من الغمام»بقره/٢١٠.يعنى«ابرهاى سايهافكن»،المُصحف المفسر مىنويسد:«ظلَّة»به معنى سايبان و چيزى استكه سايه مىاندازد.
[***] «ايكه»بر وزن:ليله،آبادى معروفى نزديك مدين(شهرى در جنوب شامات)بوده است.