شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٠٠ - اقصى١٦٤٨ (قصص٢٠/ )
ظاهرا چشم اميد به موسى دوخته بود و در چهرۀ او سيماى يك مرد الهى انقلابى را مشاهده مىكرد،به همين دليل هنگامى كه احساس كرد او در خطر است با سرعت خود را به او رسانيد و موسى را از چنگال خطر نجات داد.
در اولين آيۀ سورۀ اسراء به واژۀ«اقصى»بر مىخوريم،آنجا كه پيامبر اكرم(ص)در يك سفر شبانه از مسجد الحرام به مسجد اقصى(بيت المقدس)كه مقدمهاى براى معراج بوده است عزيمت فرمود:سُبْحٰانَ الَّذِي أَسْرىٰ بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى ...«پاك و منزه است خدايى كه بندهاش را در يك شب از مسجد الحرام به مسجد اقصى برد...».
اين سفر كه در يك شب و مدت كوتاهى صورت گرفت حد اقل در شرايط آن زمان از طرق عادى بههيچوجه امكانپذير نبود و جنبۀ اعجازآميز و كاملا خارقالعادهاى داشت.
و باز در آيۀ ٢٠ سورۀ يس،كلمۀ«اقصى»تكرار شده است.در اين آيه نيز سخن از مرد مؤمن و مجاهدى جانبركف به ميان آمده كه از نقطۀ دور دستى با شتاب به سراغ گروه كافران مىرود و شجاعانه به حمايت از فرستادگان خدا بر مىخيزد و مشركان را به پيروى كردن از فرستادگان خدا سفارش مىكند،چنان كه آيه مىگويد:وَ جٰاءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعىٰ قٰالَ يٰا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ .«مردى(با ايمان)از نقطۀ دور دست شهر با شتاب فرارسيد ،گفت:اى قوم من!از فرستادگان خدا پيروى كنيد».
اين مرد كه غالب مفسران نامش را«حبيب نجار»ذكر كردهاند از كسانى بود كه در برخوردهاى نخستين با رسولان پروردگار به حقانيت دعوت آنها و عمق تعليماتشان پى برد و مؤمنى ثابت قدم و مصمم از كار درآمد.هنگامى كه به او خبر رسيد كه در قلب شهر،مردم بر اين پيامبران الهى شوريدهاند و شايد قصد شهيد كردن آنها را دارند،سكوت را مجاز ندانست و چنان كه از كلمه«يسعى»بر مىآيد با سرعت و شتاب خود را به مركز شهر رسانيد و آنچه در توان داشت در دفاع از حق فروگذار نكرد.