شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٩٦ - فَلَق (فلق١/ )
رستگارانند».از اين مادّۀ،سى و نه مورد ديگر به صورت ماضى و مضارع و اسم فاعل در قرآن مجيد آمده است[*].
تعبير به«هُم المفلحون»در آيۀ مذكور با توجه به آنچه در علم معانى و بيان گفته شده دليل بر انحصار است،يعنى تنها راه رستگارى راه كسانى است كه با كسب پنج صفت ويژه مشمول هدايت الهى گشتهاند.
پنج صفتى كه رستگاران را شامل مىشود،عبارتند از:ايمان به غيب،بر پا داشتن نماز،انفاق،ايمان به وحى آسمانى و روز رستاخيز.(ج ٧٨/١،ج ١٩٣/١٤ و ٢٠٣.)
فلق
انفلق:(شعراء٦٣/.)[**]
از مادّۀ«فلق»(بر وزن فرق)به معنى«شكافته شدن»است و«فرق»(بر وزن رزق)در آيۀ مورد بحث،از مادّۀ«فرق»(بر وزن حلق)به معنى«جدا شدن»است.به تعبير ديگر (به گونهاى كه راغب در مفردات گويد)فرق«فلق»و«فرق»اين است كه اوّلى اشاره به شكافتن مىكند و دومى جدا شدن و لذا«فرقه»و«فرق»به قطعه يا جماعتى گفته مىشود كه از بقيه جدا گردد.(ج ٢٤٤/١٥.)
فَلَق:(فلق١/.)[***]
بر وزن شفق،از مادّۀ«فلق»(بر وزن خلق)در اصل به معنى شكافتن چيزى و جدا كردن بعضى از بعضى ديگر است و از آنجا كه به هنگام دميدن سپيدۀ صبح پردۀ سياه شب مىشكافد،اين واژه به معنى طلوع صبح، بهكاررفتهاست ،همان گونه كه«فجر»نيز به
[*]تبيين اللغات لتبيان الآيات،ج ٢٥٦/٢.
[**]...فَانْفَلَقَ فَكٰانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ .«...دريا از هم شكافته شد و هر بخشى همچون كوهعظيمى بود»شعراء٦٣/.
[***]قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ .«بگو پناه مىبرم به پروردگار سپيدۀ صبح»فلق١/.