شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٨٤ - عصف (فيل٥/ )
جملۀ:«إِعْصٰارٌ فِيهِ نٰارٌ»در آيۀ مورد بحث،يعنى گردبادى كه در آن آتشى باشد، ممكن است اشاره به گردبادى ناشى از بادهاى«سموم»و سوزان و خشككننده باشد و يا گردبادى كه از روى خرمن آتشى بگذرد و طبق معمول كه گردباد هرچه را بر سر راه خود بيابد با خود همراه مىبرد آن را از زمين برداشته و به نقطه ديگرى بپاشد و ممكن است اشاره به گردبادى باشد كه به همراه صاعقه به نقطهاى اصابت كند و همه چيز را تبديل به خاكستر نمايد و در هر حال اشاره به نابودى سريع و مطلق است.(ج ٢٤٦/٢.)
مُعصرات:(نبأ١٤/.)[*]
جمع معصر از مادّۀ«عصر»به معنى فشار است و در آيۀ مورد بحث اشاره به«ابرهاى بارانزا»است،گويى خودش را مىفشارد تا آب از درونش فروريزد[١](توجه داشته باشيد كه«معصرات»اسم فاعل است).بعضى نيز آن را به معنى ابرهايى كه آمادۀ ريزش باران است تفسير كردهاند،زيرا اسم فاعل گاه به معنى آمادگى براى چيزى مىآيد.بعضى گفتهاند«معصرات»صفت ابرها نيست،بلكه صفت بادهاست كه از هر سو ابرها را تحت فشار براى ريزش باران قرار مىدهد.(ج ٢٦/٢٦-٢٧.)
ع ص ف
عصف:(فيل٥/.)[**]
بر وزن«حذف»به معنى برگهايى است كه بر ساقۀ زراعت است و سپس خشكيده و كوبيده شده است؛و به تعبيرى ديگر به معنى«كاه»است و بعضى آن را به معنى پوستۀ گندم
[*]وَ أَنْزَلْنٰا مِنَ الْمُعْصِرٰاتِ مٰاءً ثَجّٰاجاً.«و از ابرهاى بارانزا آبى فراوان نازل كرديم»نبأ١٤/.
[١] به گفته بعضى از دانشمندان،ابرها به هنگام تراكم سيستمى بر آنها حاكم مىشود كه خود رامىفشارد و در نتيجه باران از آن فرومىبارد و اين تعبير در حقيقت از معجزات علمى قرآن مجيد محسوبمىشود(به كتاب باد و باران،صفحۀ ١٢٦ مراجعه شود).
[**]فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ .«در نتيجه آنها را همچون كاه خورده شده قرار داد»فيل٥/.