شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٦٦ - (نجم٤٨/ )
أَغْنىٰ وَ أَقْنىٰ:(نجم٤٨/.)[*]
واژۀ«اغنى»از مادّۀ«غنى»به معنى«بىنيازى »است و«اقنى»از مادّۀ«قنيه»(بر وزن جزيه)به معنى«اموال و سرمايههايى است كه انسان ذخيره مىكند[١]».
بنابراين«اغنى»به معنى رفع نيازمنديهاى فعلى است و«اقنى»به معنى اعطاى مواهب ذخيره است كه در امور مادى همچون باغ و املاك و مانند آن است و در امور معنوى همچون رضا و خشنودى خداست كه بزرگترين سرمايۀ جاودانى محسوب مىشود.
در اين جا تفسير ديگرى است كه«اقنى»را نقطۀ مقابل«اغنى»قرار مىدهد يعنى غَنا و فقر در دست قدرت اوست،نظير آنچه در آيۀ ٢٦ سورۀ رعد آمده،آنجا كه مىگويد:اَللّٰهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشٰاءُ وَ يَقْدِرُ...«خداوند روزى را براى هركس بخواهد گسترده و براى هركس بخواهد محدود و تنگ مىكند...».
ولى اين تفسير با آنچه در منابع لغت آمده است سازگار نيست و آيۀ فوق نمىتواند شاهدى براى اين معنا بوده باشد.
واژۀ«استغنى»به معنى«بىنياز شدن»و خويش را بىنياز ديدن است،چنان كه در آيۀ ٥ سورۀ عبس مىخوانيم:أَمّٰا مَنِ اسْتَغْنىٰ فَأَنْتَ لَهُ تَصَدّٰى .«اما آنكه خود را بىنياز و غنى مىداند تو،به او رو مىآورى و توجه مىكنى»عبس٥/ و ٦.يعنى اصرار به هدايت او دارى،در حالى كه او گرفتار غرور و ثروت و خودخواهى است،غرورى كه منشأ طغيان و گردنكشى است،همان گونه كه در آيۀ ٦-٧ سورۀ علق آمده است:
...إِنَّ الْإِنْسٰانَ لَيَطْغىٰ أَنْ رَآهُ اسْتَغْنىٰ .«...انسان طغيان مىكند از اين كه خود را غنى مىبيند».
راغب در مفردات مىگويد:«غنى و استغنى و تغنى و تغانى»به يك معنى است.
(ج ٥٦١/٢٢-٥٦٢،ج ١٢٨/٢٦.)
[*]وَ أَنَّهُ هُوَ أَغْنىٰ وَ أَقْنىٰ .«و اين كه اوست بىنياز مىكند و سرمايۀ باقى مىبخشد»نجم٤٨/.
[١] راغب مفردات،مادّۀ قنى.