شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٠٤ - فَفَهَّمْناه١٦٤٨ ا (انبياء٧٩/ )
و يا از اين نظر كه ذكر نعمتهاى فراوان گذشته ممكن است مايۀ غفلت و غرق شدن گروهى در زندگى دنيا و انواع خوردنيها و نوشيدنيها و لؤلؤ و مرجان و مركبهاى راهوارش گردد،لذا يادآورى مىكند كه اين دنيا جاى بقا نيست،مبادا دلبستگى به اينها پيدا كنيد و از آنها در مسير پروردگار بهره نگيريد كه اين تذكر خود نعمتى است بزرگ.
ضمير در«عليها»(در آيۀ مورد بحث)به زمين بازمىگردد كه در آيات قبل اشاره به آن بود،بعلاوه از قرائن نيز روشن است.
منظور از«من عليها»(كسانى كه بر زمين هستند)انس و جن مىباشند،هرچند بعضى از مفسران احتمال دادهاند كه حيوانات و جنبندگان و موجودات زندۀ ديگر را نيز شامل مىشود،ولى ظاهر تعبير«من»كه معمولا براى صاحبان عقل مىآيد همان معنى اول است.
درست است كه مسئله«فنا»منحصر به انس و جن نيست و نه حتى منحصر به موجودات زمينى،بلكه طبق تصريح قرآن تمام اهل آسمانها و همۀ موجودات فانى مىشوندكُلُّ شَيْءٍ هٰالِكٌ إِلاّٰ وَجْهَهُ[*](قصص٨٨/)،ولى از آنجا كه سخن از ساكنان زمين در ميان بوده،در اين آيه تنها آنها را مطرح كرده است.(ج ١٣٥/٢٣ و ١٤٠.)
ف ه م
فَفَهَّمْناهٰا:(انبياء٧٩/.)[**]
در اصل از مادّۀ«فهم»(بر وزن سهم)به معنى دانستن و پى بردن به حقيقت مطلبى است و«تفهيم»به معنى«فهماندن و حالى كردن»است.
آيۀ مورد بحث بخشى از ماجراى قضاوت داود و سليمان است كه مىگويد:«ما اين داورى و حكومت را به سليمان تفهيم كرديم...».گرچه قرآن ماجراى اين محاكمه را كاملا
[*]«هر چيزى جز ذات پاك الهى هالك و نابود است».
[**]فَفَهَّمْنٰاهٰا سُلَيْمٰانَ وَ كُلاًّ آتَيْنٰا حُكْماً وَ عِلْماً...«ما اين داورى و حكومت را به سليمان تفهيم كرديم وبه هريك از آنها(از سليمان و داود)آگاهى و شايستگى داورى و علم بخشيديم...»انبياء٧٩/.