شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٩٥ - قصاص (بقره١٧٩/ )
نبودند و همچون دژخيمان عصر فضا گاه در برابر يك نفر صدها نفر را به خاك و خون مىكشيدند محكوم مىكند.
و ازسوىديگر راه عفو را به روى مردم نمىبندد،در عين حال احترام خون را نيز كاهش نمىدهد و قاتلان را جسور نمىسازد و از سوى سوم مىگويد بعد از برنامۀ عفو و گرفتن خونبها هيچيك از طرفين حق تعدى ندارد،برخلاف اقوام جاهلى كه اولياى مقتول گاهى بعد از عفو و حتى گرفتن خونبها قاتل را مىكشتند.
آيۀ مورد بحث آنچنان جالب است كه به صورت يك شعار اسلامى در اذهان همگان نقش بسته است و بخوبى نشان مىدهد كه قصاص اسلامى بههيچوجه جنبۀ انتقامجويى ندارد،بلكه دريچهاى است بهسوى حيات و زندگى انسانها.
از يكسو ضامن حيات جامعه است،زيرا اگر حكم قصاص بههيچوجه وجود نداشت و افراد سنگدل احساس امنيت مىكردند جان مردم بىگناه به خطر مىافتاد همان گونه كه در كشورهايى كه حكم قصاص بكلى لغو شده آمار قتل و جنايت بسرعت بالا رفته است.
و ازسوىديگر مايۀ حيات قاتل است،چرا كه او را از فكر آدمكشى تا حد زيادى بازمىدارد و كنترل مىكند.
و از سوى سوم به خاطر لزوم تساوى و برابرى جلو قتلهاى پىدرپى را مىگيرد و به سنتهاى جاهلى كه گاه يك قتل مايه چند قتل و آن نيز بهنوبۀ خود مايه قتلهاى بيشترى مىشد پايان مىدهد و از اين راه نيز مايۀ حيات جامعه است.و با توجه به اين كه حكم قصاص مشروط به عدم عفو است نيز دريچه ديگرى به حيات و زندگى گشوده مىشود.
با توجه به مطالب بالا،قرآن مجيد حكم اصلى را قصاص قرار داده و براى تعديل آن حكم عفو را در كنار اين حكم ذكر كرده است.به عبارت روشنتر،اولياى مقتول حق دارند در برابر قاتل يكى از سه حكم را اجرا كنند:
١-قصاص كردن ٢-عفو كردن بدون گرفتن خونبها ٣-عفو كردن با گرفتن خونبها،البته در اين صورت موافقت قاتل نيز شرط است.
(ج ٦٠٤/١ تا ٦٠٧.)