شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٨٦ - استقاموا (فصلت٣٠/ )
در آيۀ مورد بحث،سخن از مؤمنانى است كه در ايمانشان راسخ و پابرجا هستند و خداوند براى آنها پاداشهايى قرار داده است،مىفرمايد:«كسانى كه مىگويند پروردگار ما اللّه است،سپس بر سر گفتۀ خود مىايستند و كمترين انحرافى پيدا نمىكنند و آنچه لازمۀ آن است در عمل و گفتار نشان مىدهند فرشتگان الهى بر آنها نازل مىشوند كه نترسيد و غمگين مباشيد...»فصلت٣٠/.
چه تعبير جامع و جالبى كه در حقيقت همۀ نيكها و صفات برجسته را در بر دارد، نخست دل را به خدا بستن و ايمان محكم به او پيدا كردن،سپس تمام زندگى را به رنگ ايمان درآوردن و در محور آن قرار دادن.
بسيارند كسانى كه دم از عشق اللّه مىزنند،ولى در عمل استقامت ندارند،افرادى سست و ناتوانند كه وقتى در برابر طوفان شهوات قرار مىگيرند با ايمان وداع مىكنند و در عمل مشرك مىشوند و هنگامى كه منافعشان به خطر مىافتد همان ايمان ضعيف و مختصر را نيز از دست مىدهند.
على(ع)در يكى از خطبههاى نهج البلاغه،آيۀ مورد بحث را با عبارت گويا و پرمعنايى تفسير مىكند و بعد از تلاوت آن مىفرمايد:و قد قلتم:«ربنا اللّه»فاستقيموا على كتابه و على منهاج امره و على الطريقة الصالحة من عبادته،ثم لا تمرقوا منها،و لا تبتدعوا فيها،و لا تخالفوا عنها.«شما گفتيد پروردگار ما«اللّه»است اكنون بر سر اين سخن پايمردى كنيد،بر انجام دستورهاى كتاب او و در راهى كه فرمان داده و در طريق پرستش شايستۀ او،استقامت به خرج دهيد،از دايرۀ فرمانش خارج نشويد،در آيين او بدعت مگذاريد و هرگز با آن مخالفت نكنيد[١]».
كوتاه سخن اين كه ارزش انسان كه در ايمان و عمل صالح خلاصه مىشود در اين آيه در جملۀ:قالُوا رَبُّنَا اللّٰهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا،منعكس شده و لذا در حديثى از پيامبر گرامى اسلام(ص)آمده كه شخصى خدمتش عرض كرد:اخبرنى بامر اعتصم به.«دستورى به من ده كه به آن چنگ زنم و در دنيا و آخرت اهل نجات شوم».
[١]نهج البلاغه،خطبۀ ١٧٦.