شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٣ - طَفِقَ (ص٣٣/ )
سورۀ صف،و در هر دو مورد به عنوان انتقاد از تلاشهاى دشمنان اسلام ذكر شده ولى در ميان اين دو آيه مختصر تفاوتى در تعبير ديده مىشود،در آيۀ مورد بحث«يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا»ذكر شده در حالى كه در سورۀ صف«يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا»آمده است و مسلما اين تفاوت در تعبير اشاره به نكتهاى است.
«راغب»در مفردات در توضيح تفاوت اين دو تعبير مىگويد:آيۀ نخست اشاره به خاموش كردن بدون مقدمه است،ولى در آيه دوم اشاره به خاموش كردن توأم با توسل به مقدمات و اسباب است.يعنى خواه آنها بدون استفاده از مقدمات و خواه با توسل به اسباب مختلف براى خاموش كردن نور حق بهپاخيزند ،با شكست روبرو خواهند شد.(ج ٣٦٩/٧.)
ط ف ف
مُطَفِّفين:(مطففين١/.)[*]
از«تطفيف»و در اصل از«طفّ»گرفته شده كه به معنى«كنارهاى چيزى»است و اين كه سرزمين«كربلا»را وادى طف مىگويند به خاطر اين است كه در ساحل فرات واقع شده، سپس به هر چيز كمى واژه«طفيف»اطلاق شده است،همچنين به پيمانهاى كه پر نباشد يعنى محتوايش به كنارههاى آن رسيده اما مملو نشده است نيز همين معنى اطلاق مىشود و بعد اين واژه در كمفروشى به هر شكل و به هر صورت استعمال شده است.(ج ٢٤٤/٢٦.)
ط ف ق
طَفِقَ:(ص٣٣/.)[**]
از مادّۀ«طَفَق و طُفُق»گرفته شده و به معنى«شروع كردن يا آغاز كردن كارى»است و
[*]وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ.«واى بر كمفروشان»مطففين١/.
[**]رُدُّوهٰا عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَ الْأَعْنٰاقِ .«(اسبها آنقدر جالب بودند كه سليمان گفت)بار ديگرآنها را بازگردانيد و شروع به دست كشيدن ساقها و گردنهاى آنها كرد(و آنها را مورد نوازش قرار داد)»ص٣٣/.