شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٦٢ - (من اعلام القرآن)
و مىدانيم اين وعدۀ بزرگ سرانجام تحقق يافت و پيامبر اسلام(ص)پيروزمندانه با ارتشى نيرومند و قدرت و عظمت فراوان به مكه بازگشت و حرم امن خدا بدون جنگ و خونريزى به او تسليم شد.(ج ١٨٤/١٦.)
عاد:(فجر٦/.)[*](من اعلام القرآن)
همان قوم پيامبر بزرگ خدا«هود»است.بعضى مورخان معتقدند عاد بر دو قبيله اطلاق مىشود:قبيلهاى كه در گذشتۀ دور زندگى داشتند و قرآن از آنها به«عاد الاُولى»تعبير كرده است(نجم٥٠/)؛آنها احتمالا قبل از تاريخ زندگى مىكردهاند.
قبيلۀ دوم كه در دوران تاريخ بشر و احتمالا حدود هفتصد سال قبل از ميلاد مسيح(ع) وجود داشتند و به نام«عاد»مشهورند و در سرزمين احقاف[**]يا يمن زندگى مىكردند.
قامتهايى بلند و اندامهايى نيرومند داشتند و به همين دليل جنگجويانى زبده محسوب مىشدند،بعلاوه از نظر تمكن مالى و تمدن ظاهرى نيز پيشرفته بودند،شهرهايى آباد و زمينهاى خرم و سرسبز و كاخهاى عظيم و باغهاى پرطراوت داشتند،مخصوصا در مكانهاى مرتفعه بناهايى كه نشانۀ قدرت و وسيلۀ خودنمايى بود بر پا مىكردند و اين قدرت ظاهرى،آنها را سخت مغرور كرده بود،چنان كه خود را جمعيتى شكستناپذير و برتر از همه مىپنداشتند.
بعضى مىگويند عاد نام جد اين قبيله است و قبيله را معمولا به نام جد آن مىخواندند.
اين قوم در برابر خدا و پيامبرشان هود به طغيان و سركشى و تكذيب و انكار پرداختند و سرانجام،خداوند به آسانى و با يك اشاره عوامل حياتشان را به عامل مرگشان تبديل كرد و با تندبادى شديد و پرصدا و هولانگيز و سرد و سخت[***]،در روزهايى شوم و پرغبار،
[*]أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعٰادٍ.«آيا نديدى پروردگارت به قوم عاد چه كرد؟»فجر٦/.
[**] احقاف:در ناحيۀ«حضر موت»در جنوب جزيرۀ عربستان واقع بوده است.
[***] آيۀ ١٣ سورۀ فصلت مىگويد:عامل نابودكننده اقوام عاد و ثمود،هر دو صاعقه بوده است،ولى در آيۀ ١٦ همين سوره يادآور مىشود كه آنها با تندباد سرد و شديد(صرصر)از ميان رفتهاند،آيا اين دوبا يكديگر منافات ندارد؟