شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٣٧ - ذو القرنين كه بود؟ (كهف٩٤/ )
قرن
قرن:(انعام٦/.)[*]
به فتح قاف و سكون راء،گرچه معمولا به معنى زمان طولانى(صد سال يا هفتاد سال يا سى سال)آمده است،ولى گاهى-همانطور كه اهل لغت تصريح كردهاند-به قوم و جمعيتى كه در يكزمان زندگى مىكنند گفته مىشود و اصولا واژۀ«قرن»از«اقتران»كه به معنى نزديكى است،گرفته شده و چون اهل عصر واحد و زمانهاى متقارب به هم نزديكند به آنها،و هم به زمان آنها قرن گفته مىشود.
بنابراين «قرن»و«اقتران»در اصل به معنى نزديك شدن دو چيز يا اشيائى با يكديگر است و در قرآن هلاك كردن«قرنها»به معنى هلاك كردن«اقوام پيشين»آمده است.
اندازهگيرى مدت قرن به سى سال يا صد سال صرفا جنبۀ قراردادى دارد و تابع سنّتهاى اقوام مختلف است.(ج ١٥٦/٥،ج ٢٣٥/١٤،ج ٢٨٢/٢٢.)
ذو القرنين كه بود؟:(كهف٩٤/.)[**]
(من اعلام القرآن)در اين كه ذو القرنين(صاحب دو قرن)كه در قرآن مجيد آمده از نظر تاريخى چه كسى بوده است و بر كداميك از مردان معروف تاريخ منطبق مىشود؟در ميان مفسران گفتگو بسيار است.نظريات مختلفى در اين زمينه ابراز شده كه مهمترين آنها سه نظريه زير است:
اول:بعضى معتقدند او كسى جز«اسكندر مقدونى»نيست،لذا بعضى او را به نام
[*]...وَ أَنْشَأْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرِينَ .«...و بعد از آنها اقوام ديگرى به وجود آورديم»انعام٦/.(نظير همين آيه در سورۀ مؤمنون،آيۀ ٣١،آمده است).
[**]قٰالُوا يٰا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجاً عَلىٰ أَنْ تَجْعَلَبَيْنَنٰا وَ بَيْنَهُمْ سَدًّا.«(آن گروه به او)گفتند اى ذو القرنين!يأجوج و مأجوج در اين سرزمين فساد مىكنند،آياممكن است ما هزينهاى براى تو قرار دهيم كه ميان ما و آنها سدّى ايجاد كنى؟»كهف٩٤/.