شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٥٨ - قاسطون (جن١٤/ )
هرچند گرفتار انحرافاتى بودند،ولى باز در سطحى بالاتر از يهود قرار داشتند.
اين مقايسه،بيشتر دربارۀ يهود و مسيحيان معاصر پيامبر اسلام(ص)است،زيرا يهود با اين كه داراى كتاب آسمانى بودند،به خاطر دلبستگى بيش از اندازه به ماديات،در صف مشركانى قرار گرفته بودند كه از نظر مذهبى با آنها هيچ وجه اشتراكى نداشتند، در حالى كه در ابتدا،يهوديان مبشّران اسلام محسوب مىشدند و انحرافاتى همانند تثليث و غلو مسيحيت را نداشتند،امّا دنياپرستى شديد،آنها را بكلى از حق بيگانه كرد،در حالى كه مسيحيان آن عصر چنين نبودند.
ولى تاريخ گذشته و معاصر به ما مىگويد:مسيحيان قرون بعد دربارۀ اسلام و مسلمين،مرتكب جناياتى شدند كه دست كمى از يهود نداشت.
جنگهاى طولانى و خونين صليبى در گذشته و تحركات فراوانى كه امروز از ناحيۀ استعمار كشورهاى مسيحى بر ضد اسلام و مسلمين مىشود چيزى نيست كه بر كسى پنهان باشد.بنابراين نبايد آيۀ فوق را به عنوان يك قانون كلى دربارۀ همۀ مسيحيان دانست.
(ج ٥٥/٥ تا ٥٧.)
ق س ط
قاسطون:(جن١٤/.)[*]
جمع«قاسط»از مادّۀ«قسط»به معنى«تقسيم عادلانه»است.اين مادّه هنگامى كه به صورت باب«افعال»درآيد(اقساط)به معنى اجراى عدالت است و هنگامى كه به صورت ثلاثى مجرد استعمال شود(مانند آيۀ مورد بحث)به معنى ظلم و انحراف از مسير حق است.
بنابراين مىتوان گفت كه مادّۀ«قسط»از اضداد است،يعنى داراى دو معنى ضد هم
[*]وَ أَنّٰا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَ مِنَّا الْقٰاسِطُونَ ...«و اين كه گروهى از ما مسلمان و گروهى ظالمند...»جن١٤/.