شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧١٨ - قَعَدَ (توبه٩٠/ )
( فرورفتگى كوچكى است)و به گفتۀ«طبرسى»در مجمع البيان و«قرطبى»در تفسيرش، پوستۀ نازك سفيد رنگى است كه سراسر هسته را پوشانده و در هر حال كنايه از موجودات بسيار كوچك و كمارزش است.
آيۀ مورد بحث در نفى شرك و بتپرستى است و انسان را از هرگونه شرك و پرستشهاى خرافى بازمىدارد ،مىگويد:«...و كسانى را كه جز او مىخوانيد(و مىپرستيد)حتى بهاندازۀ پوست نازك هستۀ خرما حاكميت(و مالكيت)ندارند»مٰا يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِيرٍفاطر١٣/.
آرى اين بتها نه مبدأ سودى هستند و نه منشأ زيانى،نه از شما دفاع مىكنند و نه از خويشتن،نه حاكميت دارند و نه مالكيت،حتى بهاندازۀ پوستۀ خرمايى ارزش ندارند، با اين حال چگونه شما بىخردان آنها را پرستش مىكنيد و حلّ مشكلاتتان را از آنها مىخواهيد؟!(ج ٢١٤/١٨.)
ق ع د
قَعَدَ:(توبه٩٠/.)[*]
مصدرش«قعود»به معنى«نشستن»(در مقابل برخاستن)است و آيۀ مورد بحث،به دو گروه از تخلفكنندگان در جهاد اشاره مىكند،نخست،آن دسته كه واقعا معذور بودند (مُعَذِّرون)و ديگر گروهى كه بدون عذر و به عنوان سركشى و عصيان سر از انجام اين وظيفۀ بزرگ باززدند ،يعنى«كسانى كه به خدا و پيامبر دروغ گفتند و بدون هيچ عذرى در خانۀ خود نشستند»توبه٩٠/.
قرآن،گروه اخير را شديداً تهديد مىكند و آنها را به عذاب دردناكى وعده مىدهد.
اسم فاعل اين ماده،«قاعد»و جمع آن«قاعدون»است،چنان كه در آيۀ ٩٥ سورۀ
[*]...وَ قَعَدَ الَّذِينَ كَذَبُوا اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ ...«...كسانى كه به خدا و پيامبر دروغ گفتند،بدون هيچعذرى در خانۀ خود نشستند...»توبه٩٠/.