شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٦٥ - قَسَمْن١٦٤٨ ا (زخرف٣٢/ )
هستند،لذا تعجب مىكردند كه اين موهبت نبوت و رحمت بزرگ الهى،چرا بر يكى از اين قماش افراد نازل نشده است؟و به عكس بر يتيم و فقير و تهيدستى به نام محمّد(ص) نازل شده و اين باور كردنى نيست.
در اين كه منظور از بهانهجويان كدام شخص در مكه و طائف بود؟در ميان مفسران گفتگوست،ولى غالباً وليد بن مغيره را از مكه و عروة بن مسعود ثقفى را از طائف شمردهاند،هرچند بعضى نام عتبة بن ربيعه را از مكه و حبيب بن عمر ثقفى را از طائف نيز به ميان آوردهاند.ولى گفتار آنها ظاهراً روى شخص معينى دور نمىزند،بلكه هدف آنها اشاره به يكى از افراد پولدار و سرشناس و قوم و قبيلهدار بوده است.
قرآن مجيد براى كوبيدن اين طرز تفكر زشت و خرافى پاسخهاى دندانشكنى مىگويد و ديدگاه الهى و اسلامى را كاملا مجسم مىسازد،چنان كه فرمود:«آيا آنها رحمت پروردگار را تقسيم مىكنند»تا به هركس بخواهند نبوت بخشند و كتاب آسمانى بر او نازل كنند و به هركس مايل نباشند نكنند،آنها اشتباه مىكنند،رحمت پروردگار تو را خود او تقسيم مىكند و او از همهكس بهتر مىداند چه كسى شايستۀ اين مقام بزرگ است،چنان كه در آيۀ ١٢٤ سورۀ انعام آمده است...اَللّٰهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسٰالَتَهُ ...«خدا بهتر مىداند رسالت خود را در كجا قرار دهد».
از اين گذشته اگر تفاوت و اختلافى از نظر سطح زندگى در ميان انسانها وجود دارد هرگز دليل تفاوت آنها در مقامات معنوى نيست،بلكه«ما معيشت آنها را در حيات دنيا در ميان آنان تقسيم كرديم و بعضى را بر بعضى برترى داديم» آنها فراموش كردهاند كه زندگى بشر يك زندگى دستهجمعى است و ادارۀ اين زندگى جز از طريق تعاون و خدمت متقابل امكانپذير نيست.هرگاه همۀ مردم در يك سطح از نظر زندگى و استعداد،و در يك پايه از نظر مقامات اجتماعى باشند اصل تعاون و خدمت به يكديگر و بهرهگيرى هر انسانى از ديگران متزلزل مىشود؛بنابراين نبايد اين تفاوت آنها را بفريبد و آن را معيار ارزشهاى انسانى پندارند.(ج ٤٩/٢١-٥٠.)