شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٠٠ - غَرابيب (فاطر٢٧/ )
نگذشت كه درندگان بهسوى جسد هابيل روى آوردند و او(كه گويا تحت فشار شديد وجدان قرار گرفته بود)براى نجات جسد برادر خود مدتى آن را بر دوش كشيد،ولى باز پرندگان اطراف او را گرفته بودند و در اين انتظار بودند كه چه موقع جسد را به خاك مىافكند تا به آن حملهور شوند[١].
در اين موقع همانطور كه قرآن مىگويد،خداوند زاغى را فرستاد كه خاكهاى زمين را كنار بزند و با پنهان كردن جسد بىجان زاغ ديگر و يا با پنهان كردن قسمتى از طعمۀ خود -آنچنان كه عادت زاغ است-به قابيل نشان دهد كه چگونه جسد برادر خويش را به خاك بسپارد.
البته اين موضوع جاى تعجب نيست كه انسان مطلبى را از پرندهاى بياموزد،زيرا تاريخ و تجربه هر دو نشان دادهاند كه بسيارى از حيوانات داراى يك سلسله معلومات غريزى هستند كه بشر در طول تاريخ خود آنها را از آنان آموخته و دانش خود را با آن تكميل كرده است،حتى در بعضى از كتب طبى مىنويسند كه انسان در قسمتى از معلومات طبى خود مديون حيوانات است.(ج ٣٥١/٤-٣٥٢.)
غَرابيب:(فاطر٢٧/.)[*]
جمع«غربيب»(بر وزن كبريت)به معنى«سياه پررنگ »است و اين كه عرب به كلاغ «غراب»مىگويد نيز از همين جهت است.آيۀ مورد بحث مىفرمايد:«...و از كوهها نيز (به لطف پروردگار)جادههايى آفريده شده به رنگ سفيد و سرخ با الوان مختلف،و(گاه)به رنگ كاملا سياه»وَ غَرٰابِيبُ سُودٌفاطر٢٧/.
ذكر كلمۀ«سود»در اين آيه كه آن نيز جمع«اسود»به معنى«سياه»است(بعد از كلمۀ غرابيب)تأكيدى است بر معنى سياهى شديد بعضى از جادههاى كوهستانى.
(ج ٢٤٤/١٨.)
[١]مجمع البيان،ذيل آيه.
[*]...وَ مِنَ الْجِبٰالِ جُدَدٌ بِيضٌ وَ حُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوٰانُهٰا وَ غَرٰابِيبُ سُودٌ.فاطر٢٧/.